بچه عشقولانه
اسم این شهر غریب است بیا بر گردیم
قصد این قوم فریب است بیا بر گردیم
انکه یک روز همه دل به نگاهش دادیم
خنده اش سردو فریب است بیا بر گردیم
نوشته شده توسط مدیریت در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 ساعت 22:33 |
لینک ثابت |
بچه عشقولانه
حرفش را نزن
رفتنت اغاز ویرانیست حرفش را نزن
ابتدای یک پریشانیست حرفش را نزن
گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو
چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را نزن
ارزو داری که دیگر بر نگردم پیش تو
راهمان با اینکه طولانیست حرفش را نزن
دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا
دل شکستن کار اسانیست حرفش را نزن
خوردهای سوگند روزی عهد ما را بشکنی
این شکستن نا مسلمانیست حرفش را نزن
حرف رفتن میزنی وقتی که محتاج توام
رفتنت اغاز ویرانیست حرفش را نزن
نوشته شده توسط مدیریت در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 ساعت 22:23 |
لینک ثابت |
به چشمانت بیاموز که دیگر
وحشیانه بر نگاه دیگریچنگ نزند
همین دل من کافیست
برای قربانی چشمانت

نوشته شده توسط مدیریت در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 ساعت 14:14 |
لینک ثابت |
برای تو
همه میگن برای رسیدن به عشقت باید از همه دنیا بگذری.
تو که تموم دنیای منی چطوری ازت بگذرم
دیشب از زمزمه ی عشق تو بیدار شدم
ای امیدم تو چه بودی که به چشم تو گرفتار شدم

نوشته شده توسط مدیریت در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 ساعت 14:11 |
لینک ثابت |
بچه عشقولانه
دریا
دریا بزار حرفامو من به تو بگم همیشه فقط با این کارتو دل من اروم میشه
گمشده ی من هنوز نیومده از سفر به من نداده یارم از خودش حتی خبر
مگه ما تو ساحلت دل همو نبردیم بعدش با چشم گریون مگه قسم نخوردیم
تو که تو مهربونی از همه کس سرتری برای دلدار من نامه هامو می بری
بهش بگو تو ساحل منتظرش نشستم با اینکه بی وفا شد هنوز عاشقش هستم
گله
تو می روی و رفتنت در خاطرم هست
تنهایی ام نه گفتنت در خاطرم هست
باران چشمانت همیشه بهر من بود
با دیگران خندیدنت در خاطرم هست
من تا سحر گفتم درد خود را
نشنیدی و نشنیدنت در خا طرم هست
نوشته شده توسط مدیریت در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 ساعت 14:5 |
لینک ثابت |
تکیه به شونه هام نکن
من از تو افتاده ترم
ما که به هم نمی رسیم
بسه دیگه بزار برم
کی گفته بود به جرم عشق
یه عمری پرپرت کنم
حیف تو نیست کنج قفس
چادر غم سرت کنم
من نه قلندر شبم
نه قهرمان قصه هام
من عاشقم همینو بس
غصه نداره بی کسیم
قشنگیه قسمت ماست
که ما به هم نمی رسیم
نوشته شده توسط مدیریت در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 ساعت 13:48 |
لینک ثابت |

کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون کند مهرش
ولی اهسته گویم الهی بی اثر باشد دعایم
عشق یعنی...
عشق یعنی زندگی را با ختن
عشق یعنی سر به دار اویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی مست و بی پروا شدن
کاش خدا سه چیز را نمی افرید
غرورـ دروغ ـ عشق
که انسان به خاطر غرورش به عشقش دروغ بگوید.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مدیریت در یکشنبه هشتم مرداد 1385 ساعت 14:13 |
لینک ثابت |
بچه عشقولانه
با سلام خدمت خوانندگان این وبلاگ .امیدوارم از این قسمت مثل سایر قسمتها لذت ببرید.
بچه عشقولانه
هوالجمیل
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مدیریت در یکشنبه هشتم مرداد 1385 ساعت 13:52 |
لینک ثابت |