
جمعه های سرخ......
دور دور دور.............سرزمینیست........
انجا را می گویم.........دیدی؟؟ اینجا سرزمین من است.....دیروز بود (جمعه).....
سرزمین اریا.....کوروش.......اهورا مزدا.......
پر از محمد شاه قاجار...........یکی انطرف کوروش کبیر.....
دیدی؟؟؟......یک دروازه ان طرف......دروازه ی ملل.......همه می ایند.....سیاه و سفید
چقدر همه شادند؟؟ تو می دانی چرا؟؟.....
دیدی؟؟......یک زندان هم این طرف.......شنیدی؟؟؟ فریاد ها را می گویم......
و شیون زنی از زن ها.........
و امروز است..(جمعه)
پر از محمد شاه قاجار..........هیچ کس انطرف کوروش کبیر نیست.......
چقدر همه می ترسند؟؟ تو می دانی چرا؟؟
شبی سیاه.....همه جمع شده اند.......فریاد دختری فریاد پسری......وفریاد ها.....و خونی سرخ...
دیدی؟؟؟زندان ها.سیاه چال ها.چوبه ی دار.صندلی برقی........چقدر زیاد؟؟؟
می شنوی؟؟؟............قلم های شکسته......دفتری سیاه......جمعه ای سرخ.....
در تقویم همیشه تعطیل.........همیشه سرخ......
(جمعه ها همیشه سرخند)
و سلام به دوستان در وبلاگ......
از اینکه فرستی پیش اومد تا یه بار دیگه فرزند کوچولی اریایی ایران زمین برای بچه های ازاد ایران بنویسه خوشهالم
و در این پیروزی شادی وصف پذیریست که تو.......
هدیه کردی به من و او به همه......
به من او به همه فهماندی......
واژه ی زندان را از کتابای لغت پاک کنیم.........
و بپذیریم که ما ازادیم.........
ازادی مال من و توست .........
ازادی مال همه است..........
به نام ایران یه بار دیگه سلام.................![]()