تبليغاتX
html> ایرانی شایسته ایرنی،دانشگاه آزادنجف آباد
انتقادات تازه رفسنجاني از دولت:

شرکت در قرعه کشی گرین کارت امریکا

 

 تعارف كه نداريم، نبايد دچار قطع گاز و برق شويم

آيت الله هاشمي رفسنجاني رييس تشخيص مصلحت نظام كه چند روز پيش، اعلام كرد كه «مداراي سه ساله ي ما با دولت به پايان رسيده»، بار ديگر نوك پيكان حملات خود را متوجه دولت كرد.


به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري «انتخاب»، وي ديدار با اعضاي جامعه اسلامي دانشگاهيان كشور گفت: اينگونه كه كشور دارد اداره مي‌شود، نمي‌توانيم راضي باشيم كه مسلمانان خوبي هستيم و يا الگوي جهاني شويم، تعارف كه نداريم، كشوري با اين سرمايه عظيم نبايد در زمستان دچار قطع گاز و در تابستان دچار قطع برق شود و مردم ساعت‌ها وقت خود را در پمپ بنزين‌ها بگذرانند، در حالي كه ما صاحب اين راه هستيم. بديهي است كه اين مسائل و مشكلات به ضعف مديريت بر مي‌گردد.


وي ادامه داد: در مساله سياست خارجي نيز همين گونه است و در مسائل فرهنگي نيز همين است، فقط شعار زيادي داده مي‌شود، ولي در عمل ضد فرهنگ عمل مي‌شود.


هاشمي رفسنجاني تصريح كرد: اكنون ديگر مي‌طلبد كه اهل دانش، افكار و راهكارهاي خود را براي اداره كشور مطرح كنند.


رفسنجاني پيش از اين با انتقاد از سياستهاي دولت در بخش اقتصادي كشور گفته بود: ما در اين سه ساله با قوه مجريه مدارا كرديم.خصوصي‌سازي كه الان اتفاق مي‌افتد آن طور نيست كه تصور شده بود؛ چراكه قرار بود واگذاري بخش‌هاي دولتي به بخش خصوصي صورت بگيرد نه به شبه‌دولتي.


رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه گفت: جامعه اسلامي دانشگاهيان هيچ‌گاه نان به نرخ روز خور نبوده و بر روي امواج ديگران سوار نشده است تا به مديريت اجرايي دست يابد و اگر از بين اين مجموعه افرادي هم بوده‌اند كه به پست و مقام و مسووليت رسيده‌اند، به دليل لياقت و شايستگي خودشان بوده است


به گزارش انتخاب، آيت‌الله هاشمي رفسنجاني، با بيان اين‌كه جامعه اسلامي دانشگاهيان در طول سي سال، توانسته خط مشي خود را حفظ كند، افزود: در عين حال كه جامعه اسلامي دانشگاهيان نقاط قوتي دارد، نقاط ضعفي نيز دارد كه يكي از نقاط ضعف در اين مجموعه عدم كار حزبي است.


وي تصريح كرد: تاريخ جامعه اسلامي با تاريخ تقويم انقلاب برابر است و بايد پيشتاز باشد، چرا كه در همه صحنه‌ها حضور داشته و با وجود اينكه عده‌اي عليه آن موضع گرفته‌اند، اما اين تشكل دانشجويي بايد سعي كند به جهت دهي افكار دانشگاهيان به عنوان يك نهاد دانشگاهي اسلامي بپردازد.

نوشته شده توسط مدیریت در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 ساعت 0:13 | لینک ثابت |

درباره عادل فردوسي پور بيشتر بدانيم

 

به مناسبت انتخاب مجدد عادل فردوسي پور به عنوان برترين گزارشگر فوتبال ايران در آستانه ده سالگي نود

بدون اغراق بايد اشاره داشت كه برنامه «عادل فردوسي‌پور» به نام «نود» يكي از پربيننده‌ترين يا شايد پربيننده‌ترين برنامه زنده تلويزيوني باشد كه در زمان برگزاري ليگ برتر فوتبال ايران، هر دوشنبه شب پخش مي‌شود.

برنامه نود سابقه‌اي نه ساله دارد و اگر سري جديد آن از مرداد يا شهريور ماه 8۷  با آغاز ليگ برتر پخش شود، دهمين سال خود را تجربه خواهد كرد.در آخرين برنامه نود كه چندي پيش در پايان ليگ هفتم برتر پخش شد، مهمان استوديوي 14 در ساختمان توليد سيما  بوديم و گزارشي از پشت صحنه آن تهيه كرديم، بد نديديم حالا كه برنامه «نود» پخش نمي‌شود، گزارشي از آن بنويسيم تا شما از چند و چون تهيه اين برنامه، آگاهي بيشتري پيدا كنيد...
 برنامه «نود» قرار است ساعت حدود يازده شب برگزار شود. طبق قرارهاي قبلي و هماهنگي‌هاي انجام شده، ساعت نه‌و نيم شب مقابل درب بلال سازمان هستيم، پس از ورود به سازمان صدا و سيما بايد خودمان را به ساختمان پخش برسانيم سر بالايي را طي مي‌كنيم؛ سربالايي نفس‌گير كه نمي‌دانيم كي تمام مي‌شود؟ به هر حال به ساختمان پخش و توليد مي‌رسيم. وارد ساختمان كه مي‌شويم، از اطلاعات مي‌گذريم، راهرويي باريك‌ و پرپيچ و خم مقابل‌‌مان قرار دارد. وارد راهرو كه مي‌شويم، به اولين نفري كه برخورد مي‌كنيم، به سمت استوديوي «نود» مي رويم: « همان استوديويي كه درش باز است و روي آن نوشته شده «استوديوي 14»...استوديوي آچار فرانسه شبكه سه!
عادل نيم ساعت قبل از برنامه وارد استوديو مي‌شود، همچنين فيلم‌هاي مونتاژ شده‌اي را كه قرار است پخش كند با خود به همراه مي‌آورد، ابتدا در يك اتاقك كوچك به رييس گروه ورزش شبكه سه زنگ مي‌زند و  از او راجع به پخش آيتمي سوال مي كند كه ممكن است شبهه ناك باشد، اما پاسخ مي‌شنود كه مشكلي نيست، پخش كنيد...

واقعا كه بايد حواس شما در يك برنامه زنده تلويزيوني به همه‌چيز باشد، چرا كه سليقه‌هاي مختلفي برنامه‌هاي تلويزيون را مي‌بينند از اين رو بايد دست به عصا راه رفت... داخل استوديو كه مي‌شويم... مي‌بينيم كه گروه در حال تغيير دكور است. در اين استوديو برنامه‌هاي ديگري هم پخش مي‌شود... از اين رو دكور بايد تغيير كند. شايد بسياري فكر مي‌كنند كه ميزهاي بزرگي در استوديو است و يك استوديوي بسيار بزرگ در انتظار شماست، اما استوديو كوچك وفاصله ميز عادل با ديگر مهمانان يك قدم بيشتر نيست، اين خاصيت دوربين است كه بدين شكل همه چيز را نشان مي‌دهد. روي سقف اين استوديو پروژكتورهاي زيادي به چشم مي‌خورد،  تعدادشان نزديك به پنجاه عدد مي رسد، كه از راه دور كنترل مي‌شدند و به هر جهتي مي‌چرخند... تعدادي از بچه‌هاي دست‌اندر كار مشغول تنظيم نور اين پروژكتورها، تعدادي هم با عجله در حال مرتب كردن استوديو بودند. برنامه يك ربع ديگر بايد شروع شود، در پشت صحنه و به قول معروف اتاق فرمان، چند خانم و آقا نشسته‌اند كه تلويزيون‌هاي كوچك زيادي روبه‌روي‌شان است... يكي از آنها وظيفه‌اش هماهنگي با پخش است تا در زمان‌هاي مشخص پيام‌هاي بازرگاني و... را روي آنتن بفرستد... چند دقيقه ديگر برنامه آغاز خواهد شد. تمام گروه به بهترين شكل در حال انجام وظيفه‌شان هستند...حالا عادل به داخل استوديو مي‌رود... البته پيش از اين‌كه وارد استوديو شود، چند دقيقه‌اي با ما به صحبت نشست...

از او پرسيديم كه با انتقادات چه مي‌كني؟ گفت: به هر حال برنامه‌اي كه در اين طيف وسيع و علاقه‌مند به فوتبال از تلويزيون پخش مي‌شود، طبيعي است كه انتقادهايي هم بر آن وارد شود، ما هم اين سال‌ها به اين وضع عادت كرديم و به قول معروف خو گرفته ايم،به عبارتي بهتر طبيعت كار رسانه‌ اين است كه اين چنين باشد، به نظر من اگر به برنامه انتقاد يا پيشنهاد نشود، معنايش اين است كه آن برنامه نتوانسته جايگاه خود را باز كند، اما همان‌طور كه مي‌بينيد، «نود» هر روزه كانون اخبار و توجهات است، برنامه هر هفته ما تا هفته ديگر نقد مي‌شود... عادل در مورد مهمانان برنامه مي‌گويد: روند كاري نود آن است كه ببينيم سوژه آن هفته چيست و سپس مهمان دعوت مي‌كنيم.
از عادل مي‌پرسيم تو كه با مطبوعات خيلي كم صحبت مي‌كني، پس آنهايي كه مي‌خواهند با تو ارتباط برقرار كنند، چه كاري بايد انجام دهند؟
عادل از همان خنده‌هاي هميشگي‌اش مي‌كند و مي‌گويد: بهترين روش اين است كه به سايت برنامه نود مراجعه كنند و قسمت ارتباط با عادل فردوسي‌پور را كليك و پرسش‌هاي‌شان را مطرح كنند، من تمام مطالب ارسالي را مي‌خوانم و پاسخ مي‌دهم.
البته كه همه مي دانند اين سايت آنچنان كه بايد قوي عمل نكرده است و هر از گاهي به علت مشكلات فني تعطيل است!

از سوي ديگر تقريبا همه در دنياي مجازي وب دريافته اند كه جديدترين مطالب به قلم عادل و يا در رابطه با او را مي توانند در خبرگزاري پارس فوتبال و در ستون مخصوص او پيدا كنند!

عادل بايد به استوديو برود. او داخل مي‌رود ما هم در اتاق فرمان مي‌نشينيم تا از طريق تلويزيون‌ها و دوربين‌هاي مختلف او را ببينيم. اين برنامه با چند دوربين به تصوير كشيده مي‌شود و كارگردان تلويزيوني در اتاق فرمان پشت دستگاه مخصوصي قرار مي‌گيرد و نسبت به تجربه خود كه طي سال‌ها به دست آورده، مشخص مي‌كند كه در حال حاضر تصوير كدام‌يك از سه دوربين‌ها روي آنتن برود.

درباره عادل بيشتر بدانيم

اين پسر عاشق فوتبال در سال 1353 درغرب تهران، خيابان گيشا به دنيا آمد. پدرش مهندس برق و يك خواهر و يك برادر فرزندان پس از عادل هستند. آنها اصليتي كرماني دارند.
دوران دبستانش را در مدرسه ذوقي، راهنمايي را در مدرسه طالقاني و در نهايت دبيرستان را در دبيرستان معروف تهران، يعني البرز گذراند...
بچه بسيار درس‌خواني بود، تا جايي كه ديپلم خود را با معدل بالاي 18 گرفت... از همان زمان كودكي علاقه‌اي وافر به فوتبال داشت. ابتدا والدينش فكر مي‌كردند كه او مي‌رود در كوچه و خيابان فوتبال بازي مي‌كند و از درس غافل مي‌ماند، اما زمانه طوري ديگري شد. او با يك رتبه خوب در دانشگاه صنعتي شريف دررشته مهندسي صنايع قبول شد و تحصيلاتش را تا پايان دوره فوق ليسانس ادامه داد... از طرفي او عاشق زبان انگليسي بود، به‌طور حتم مي‌پرسيد، چه‌طور؟ براي‌تان خواهم گفت.
همان‌طور كه از دوران كودكي علاقه عجيبي به فوتبال داشت به زبان انگليسي هم عشق مي‌ورزيد. شايد فكر نمي‌كرد روزي همين زبان، باعث مي‌شود كه پله‌هاي ترقي را طي كند. از كلاس اول دبيرستان در كلاس‌هاي زبان نام‌نويسي كرد،
سال سوم دانشگاه بود كه تمامي كلاس‌هايش به پايان رسيد. او كلاس‌هاي استادي‌اش را هم قبول شد... از همان دوران نوجواني، مجلات شوت و مچ انگليس را هر هفته از ميدان انقلاب تهيه مي‌كرد و مي‌خواند؛ مطالبي كه در رابطه با ليگ فوتبال انگليس بود. شايد دلايل علاقه‌مندي‌اش به فوتبال انگليس، همان مجلاتي باشد كه شب و روزش را گرفته بود. از هر جا كه مي‌توانست اطلاعات كسب مي‌كرد، ليورپول را خيلي دوست داشت، اين را همكارانش در ابرار ورزشي كه اولين روزنامه ورزشي كشور بود مي‌گويند.
مي‌گويد: از آن‌جا كه به زبانم اطمينان داشتم يك روز به سردبير وقت ابرار ورزشي كه «اردشير لارودي» بود، گفتم: به فوتبال علاقه دارم، مي‌خواهم همكاري كنم. گفت: در چه زمينه‌اي، گفتم: ترجمه... يك متني به من داد و خداحافظي كرد، فردا رفتم دفتر روزنامه، كارم را تحويل دادم و همين شد كه همكاري‌ام با ابرار آغاز شد. آن زمان سال سوم دانشگاه بودم...

 او دوست داشت هر چه زودتر استعدادهايش را در تلويزيون به نمايش بگذارد، مردي كه زياد از فوتبال جهان مي‌دانست چند دفعه تست داد، اما گفتند «صدايت هنوز پخته نيست» و سرانجام قبول شد. مدتي فقط صدايش روي تصاوير فوتبال بود، آن هم برنامه‌هاي منتخب ورزشي كه فوتبال آرشيوي از شبكه سوم پخش مي‌كرد، فوتبال‌هاي اروپايي...
اما او كم‌كم استعدادهايش را نمايان كرد تا سرانجام تصوير او هم ديده شد و براي پخش مستقيم فوتبال‌هاي باشگاهي، سر از ورزشگاه‌ها درآورد... و ديگر كار در دنياي مطبوعات را رها كرد.
دوستان سابقش مي‌دانند كه او در نوجواني و كودكي طرفدار چه تيمي بود... تيمي كه در فصل گذشته با حضور يك مربي دو مليتي ايراني - امريكايي قهرمان ليگ هفتم شد!... اما حالا او به واقع بي‌‌طرف است، مي‌گويد: «شايد باورش براي خيلي‌ها مشكل باشد، اما من در حال حاضر... نه پرسپوليسي‌ام و نه استقلالي... من بي‌‌طرفم، چرا كه شغلم ايجاب مي‌كند
بي‌‌طرف باشم» اگر چه خيلي‌ها او را متهم به طرفداري از تيم خاصي مي‌كنند، اما به واقع اين گونه نيست...

... داشتيم از زبان انگليسي او مي‌گفتيم. او درست مانند گزارشگري‌اش آن‌قدر پشتكار از خود نشان داد كه توانست به درجه استادي در دانشگاه برسد، حال تصور كنيد كه در ابتداي كلاس، شاگردانش او را چه‌طور در رابطه با فوتبال سوال‌پيچ مي‌كنند...
شاگردانش مي‌گويند، عادل استاد مهرباني است، پس از پايان هر كلاس با حوصله و دقت پاسخگوي پرسش‌هاي شاگردانش مي‌شود...

فوتبال تمام زندگي‌اش است، اما براي خانواده هم اهميت بسياري قائل مي‌شود. با همسرش در دانشگاه آشنا مي‌شود و همسرش هم پذيرفته كه عشق به فوتبال را از عادل نمي‌تواند دور كند، او هم به‌خاطر چند سال زندگي كردن با عادل، حال براي خودش يك مفسر كامل است، چرا كه در خانه آنها، هر روز حرف فوتبال است...
...و اما برنامه نود! عادل، نود را خيلي دوست دارد، چرا كه اين برنامه زاييده فكر اوست؛ برنامه‌اي چالشي كه توانست به خوبي در دل علاقه‌مندان به فوتبال جا خوش كند. كمتر علاقه‌مند به فوتبالي پيدا مي‌كنيد كه دوشنبه شب‌ها، خواب را به برنامه او ترجيح دهد...

سوتي‌هاي عادل
بهتر است كمي هم در مورد اشتباهات عادل فردوسي‌پور در كار گزارش بدانيم؛ چيزي كه به قول خودش «سوتي» نام دارد؛ «سوتي زياد دارم. بهترينش هم اين بود كه توي برنامه، حدود 2ساعت تموم با آقاي حاج‌رضايي بوديم و من موقع خداحافظي گفتم خب من از آقاي نصيرزاده كه 2ساعت با ما همراه بودن تشكر مي‌كنم. اصلا اون شب، هنگ كرده بودم».

با اين حال، شايد اين مشكل اساسي فردوسي‌پور نباشد. بيشتر، از تندصحبت‌كردن عادل شاكي هستند تا اشتباهاتش. او هنوز هم با وجود اينكه بهتر از گذشته صحبت مي‌كند اما گاهي اوقات كنترل از دستش خارج مي‌شود؛ «از بچگي اين‌طور بودم. خيلي هم تمرين كردم و بازم دارم تمرين مي‌كنم كه اين‌طور نباشم ولي در كل، خيلي تند صحبت مي‌كنم».

البته او هيچ‌گاه هيچ تكنيك خاصي را براي گزارش‌كردن نياموخته است؛ «هنوز خيلي چيزهاست كه بايد ياد بگيرم، چون هيچ دوره خاصي نديده‌ايم و همه هنرمون چيزهاي ذاتي و بيشتر خلاقانه است. هيچ وقت به طور اصولي بهمون ياد داده نشده كه بايد چيكار كنيم و هيچ كلاس خاصي زير نظر مربي‌هاي داخلي و خارجي برامون نذاشتن».

او حتي مي‌تواند آرزو كند كه در بازي‌هاي ملي روي سكوي تماشاگران بود؛ «... و مثل او بالا و پايين بپرم».

وقتي كسي جنبه انتقاد ندارد

هميشه حسرت انتقاد كردن گزارشگران خارجي را مي‌خورد: «اين قدر كه گزارشگران خارجي به‌راحتي از بازيكنان انتقاد مي‌كنن كه ما نمي‌تونيم بكنيم. سه سال پيش تو بازي منچستر – رئال وقتي گري نويل دوكارته شد، گزارشگر بازي گفت من مطمئنم خيلي از طرفداران منچستر خوشحال شدن كه گري نويل دواخطاره شد. اگر شما چنين چيزي رو در مورد بازيكن x پرسپوليس يا استقلال بگويي، پدرت رو درمي‌يارن؛ حتي اگه بدترين بازيكن زمين باشه».

او بارها چوب همين مساله را خورده است. چند فصل پيش علي پروين حسابي از خجالت عادل فردوسي‌پور درآمد و مسلما او تا مدتي سوژه داغ شعارهاي تماشاگران در ورزشگاه كارگران بود. امير قلعه نويي هم كم، آهن داغ انتقاد را روي تن او نگذاشته و يك بار هم خداداد عزيزي – مرد هميشه شاكي فوتبال – پس از كسب نتيجه ناخوشايند ابومسلم برابر مس كرمان، چنان از اين گزارشگر تلويزيوني انتقاد كرد كه گويي او در تمامي بدبختي‌هاي ابومسلم نقش دارد.

 با اين حال، كمتر ديده مي‌شود كه او در برنامه تلويزيوني90 يا حتي گزارش‌هايش مصحلت‌انديشي پيشه كند: «خودم سعي مي‌كنم هر چيزي به ذهنم مي‌رسه بگم و تا جايي كه نترسم مي‌گم. بعضي‌ها بهشون برمي‌خوره. بعضي‌ها چيزهاي ديگري مي گن و البته خودسانسوري هم هست».


فقط فوتبال
بي‌طرفي باعث نمي‌شود كه او به فوتبال بي‌تفاوت باشد. يكي از علاقه‌مندي‌هاي اصلي او در زندگي، پرداختن به فوتبال است؛ از فوتبال‌بازي‌كردن و تماشاكردن، تا مجله‌هاي خارجي فوتبال و اينترنت؛ «مي‌شه گفت از 24ساعت، 12ساعت در حال ديدن فوتبال، خواندن اخبار فوتبال و كاركردن روي فيلم‌هاي فوتبالي هستم.

 اصلا فوتبال تمام زندگي منه». همسر عادل فردوسي‌پور شرايط را پذيرفته: «او كاملا پذيرفته كه قراره با كي زندگي كنه. من كار خودم رو مي‌كنم و برايم خيلي جديه. هر اتفاقي بيفته من بايد فوتبالم رو ببينم. همه هم مي‌دونن وقتي فوتبال مي‌بينم، نبايد كاري به كار من داشته باشن».

فيلم ديدن من

يكي از علاقه‌مندي‌هاي سابقش سينما بوده. البته الان تنها علاقه‌مندي‌اش«90» و فوتبال است و بس. شايد هم ديگر حوصله‌اش را ندارد كه به سينما برود؛ «نه ديگر! اصلا حوصله‌اش رو ندارم. واقعا نمي‌تونم بشينم پاي تلويزيون و يه فيلم رو تا آخر ببينم».

كلاس‌هاي زبان عادل
زبان انگليسي! علاقه عجيبي به زبان داشت. از كلاس اول دبيرستان در كلاس‌هاي زبان نام‌نويسي كرد. سال آخر دبيرستان به خاطر كنكور، زبان را رها كرد اما بعدا وقتي برگشت، تا پايان كار را ادامه داد. سال سوم دانشگاه، زبان تمام شد: «كلاس‌هاي استادي‌اش رو هم قبول شدم اما كارم تو تلويزيون بيشتر شده بود و تصميم گرفتم نرم».

اغلب كارهاي ترجمه‌اي را خودش انجام مي‌دهد. زبانش آنقدر خوب بود كه در دوره‌اي در دانشگاه تدريس مي‌كرد و البته در كلاس‌هاي زبان. باورتان مي‌شود عادل فردوسي‌پور معلم زبان‌تان باشد؟ اما اگر دوست داشته باشيد بدانيد كلاس‌هاي زبان عادل چگونه مي‌گذرد، يك نفر براي‌تان زحمتش را كشيده: "تا حالا سر كلاس‌هاي عادل فردوسي‌پور رفتيد يا نه؟ خوب اگر نرفتيد، هيچ اشكالي نداره و چيز خاصي رو از دست نداديد؛ به جز يك سري اطلاعات فوتبالي."

 از اول جلسه كه پسرا مي‌پرسن استاد از فوتبال چه خبر و همين سوال كافيه كه عادل‌خان شروع كنه به سخنراني و يك مدت مديدي پشت سر اين بازيكن و اون تيم و اينا بگه و اطلاعات رو كنه. خلاصه بعد از همه اين حوادث، جناب عادل‌خان شروع مي‌كنن به انگليسي‌صحبت‌كردن و درس‌دادن كه خب صد البته طرز حرف زدنش اصلا به انگليسي حرف زدن نمي‌خوره ولي جدا از اينها، آدم ذاتا مهربونيه؛ مثلا بعد از كلاس با دقت مي‌شينه به همه سوالا جواب مي‌ده...».

خودش هم در مورد كلاس‌هاي زبانش مي‌گويد: «بالطبع حرف‌هايي پيش مي‌ياد ولي اصولا از يك ساعت و نيم زمان كلاس فقط ده تا پانزده دقيقه!».

دهمين سال نود و حاميان عادل

اجراي خوب او و همچنين رك‌گويي در اجرا باعث شده كه نود بهترين برنامه ورزشي طي سال‌هاي اخير نام بگيرد... برنامه‌اي كه سري جديد آن دهمين سال حضور اين برنامه موفق در تلويزيون است. براي عادل و ديگر دست‌اندركاران برنامه نود و شخص آقاي «زماني» مدير گروه ورزش شبكه سوم سيما آرزوي موفقيت مي‌كنيم.

 عادل مي‌گويد: اگر حمايت‌هاي ايشان و آقاي «پورمحمدي» مدير شبكه سوم نبود، شايد نمي‌توانستيم، «نود» را به خواسته‌هاي خود و مردم نزديك كنيم، از هر دوي‌شان سپاسگزارم

نوشته شده توسط مدیریت در یکشنبه بیستم مرداد 1387 ساعت 10:26 | لینک ثابت |

لبخند

خروس نيشابوري تخم مي گذارد

يك خروس عجيب الخلقه كه در نيشابور تخم مي گذارد،در موزه حيات وحش اين شهردر معرض ديد عموم قرار گرفته است.

به گزارش شبكه خبر، به نقل از ايرنا ،رييس اين موزه گفت:اين خروس به طور مرتب روزانه در سه وقت حوالي اذان صبح و دو ساعت مانده به اذان هاي ظهر و مغرب، آواز سرداده و روزانه يك عددتخم مرغ با پوسته آجري رنگ مي گذارد.

حسين حصاري با اشاره به اينكه اين حيوان متعلق به خانواده اي در يكي از روستاهاي سرولايت است ،خاطر نشان كرد:بنا به نظر كارشناسان دامپزشكي اين حيوان دچار عارضه دو جنسيتي است و هر دو هويت مرغ و خروس بودن را دارد.

وي گفت : در مناطق مختلف ، اين گونه حيوانات را با اين عقيده كه بد يمن هستند مي كشند يا مي سوزانند.

حصاري گفت :اكنون موزه حيات وحش نيشابور با 450 نوع و گونه حيوان تاكسيدرمي شده در گروه هاي خشك زي ، آبزي ، پرندگان ، عجيب الخلقه و ناقص الخلقه به عنوان يكي از مراكز بزرگ فرهنگي و گردشگري شناخته مي شود
نوشته شده توسط مدیریت در یکشنبه بیستم مرداد 1387 ساعت 10:25 | لینک ثابت |

اعتراف‌گيري عجيب در پليس آگاهي

 

پنج متهم به سرقت ضبط و پخش خودرو كه در پليس آگاهي پايتخت به دو هزار و 700 فقره سرقت در 40 روز اعتراف كرده بودند، در دادگاه به اتهام 50 مورد سرقت محاكمه شدند. به گزارش خبرنگار ما، يك ماه قبل ماموران پليس دو مرد جوان را حين سرقت از يك خودرو در شمال تهران دستگير كردند. آنها پس از انتقال به مقر پليس آگاهي سه همدست ديگر خود را نيز معرفي كردند. با دستگيري سه متهم ديگر، مشخص شد كه اين باند پنچ نفره از حدود 40 روز قبل از دستگيري اقدام به سرقت ضبط و پخش خودروها در تهران مي‌كنند. متهمان در اداره آگاهي تحت بازجويي قرار گرفتند و دو هزار و هفتصد فقره سرقت از خودروها را در 40 روز گردن گرفتند. با اعلام اين خبر از سوي آگاهي، در طول چند روز، 324 نفر به پليس آگاهي آمدند و متهمان نيز ناچار به پذيرش سرقت از آنها شدند. پنج متهم هفته گذشته براي رسيدگي پرونده به شعبه يكم بازپرسي دادسراي مجتمع قضايي بعثت فرستاده شدند. رئيس اين شعبه با بيان اينكه وقوع 2700 فقره سرقت در 40 روز غيرممكن است، گفت: متهمان اين پرونده تنها در نقاط شمال شهر مرتكب سرقت شده‌اند و اين در حالي است كه تعدادي از شاكيان خودروهايشان در جنوب شهر مورد سرقت قرار گرفته بود. متهمان اظهار كرده‌اند كه تحت شرايط سخت ناچار به پذيرش ارتكاب 2700 فقره سرقت شده‌اند، در حالي‌كه در اين مدت حدود 50 بار سرقت كرده‌اند و سرقت‌هايشان هم در قيطريه، تجريش، شهرك غرب و خيابان آفريقا بوده است. اين پرونده با اتهام سرقت 50 ضبط و پخش خودرو از سوي متهمان آن به دادگاه فرستاده شد.

نوشته شده توسط مدیریت در یکشنبه بیستم مرداد 1387 ساعت 10:23 | لینک ثابت |

جمشيدي: اجراي حكم 9 محكوم به سنگسار متوقف شد

 

آقاي جمشيدي گفت حكم تمام كساني كه به سنگسار محكوم شده اند، موقوف‌الاجراست
عليرضا جمشيدي سخنگوي قوه قضائيه ايران در جلسه هفتگي خود با خبرنگاران گفته است كه اجراي حكم تمام محكومان به سنگسار در اين كشور متوقف شده است.

در سال هاي اخير گرچه اجراي حكم سنگسار در ايران كاهش يافته اما كماكان برخي از قضات اين نوع محكوميت را براي متهمان به جرائمي از جمله تجاوز به عنف و زناي محسنه كه به معني برقراري رابطه جنسي خارج از ازدواج با زن همسردار است، صادر كرده اند.

مطابق قانون فعلي مجازات اسلامي اين رابطه با شهادت چهار شاهدي كه دادگاه آنان را عادل تشخيص دهد يا چهار بار اعتراف افرادي كه مرتكب اين عمل شده اند ثابت مي شود.

آخرين مورد سنگسار در ايران كه با واكنشهاي بين المللي مواجه شد اعدام مردي در تاكستان قزوين در 200 كيلومتري تهران، پايتخت ايران در تيرماه 1386 بود كه بر خلاف دستور رئيس قوه قضائيه براي توقف اجراي آن، حكم سنگسار اجرا شد.

وقوع اين سنگسار توسط قوه قضائيه ايران تاييد شد اما اعلام شد كه بنا نبوده كه چنين احكامي به اين شكل اجرا شود.

رئيس دادگستري وقت قزوين كه براي توضيح به تهران فرا خوانده شده بود، گفته بود كه قاضي اجراي احكام تاكستان خودسرانه حكم سنگسار را اجرا كرده است.

لوييز آربور، كميسر عالي حقوق بشر سازمان ملل متحد، در واكنش به اين رويداد، سنگسار را مجازاتي بيرحمانه، غيرانساني، و تحقيرآميز خواند و اجراي آن را نقض آشكار پيماني بين المللي خوانده كه ايران جزو امضاكنندگان آن است.

با اين همه سخنگوي قوه قضائيه ايران گفته است كه حكم سنگسار افرادي كه [در حال حاضر] صادر شده است، در دو مورد مشمول عفو رهبري قرار گرفته و مجازات آن تبديل به حدود ده سال حبس شده و در دو مورد ديگر مجازات آنها به شلاق تبديل شده است.

آقاي جمشيدي در جلسه خود با خبرنگاران در تهران گفته است كه حكم تمام كساني كه به سنگسار محكوم شده اند، موقوف‌الاجراست.

نوشته شده توسط مدیریت در یکشنبه بیستم مرداد 1387 ساعت 10:22 | لینک ثابت |


 

torch_timeline_narenji_ir.jpg

 

احتمالا خیلی از ما حاضر نباشیم که مسئولیت سنگین حمل مشعل المپیک را بر عهده بگیریم! نه بخاطر وزن زیاد آن، بلکه به این دلیل که ما از لحاظ بدنی به هیچ وجه روی فرم و آماده نیستیم. مسئله مهمتر هم آنکه ممکن است خودمان را بسوزانیم.  اما احتمالا همه ما می توانیم با اشتیاق به خط زمان تغییرات مشعل های المپیک طی هفتاد سال گذشته در سایت نیویورک تایمز نگاهی بیاندازیم. لذت بخش است دیدن وقوع انقلاب از فرم ناپخته و خام «یک چوب موشک شکل بلند»  که یک سر آن آتش گرفته است تا شکل امسال این مشعل. امسال ما شاهد یک طومار لوله شده قرمز رنگ هستیم  که توسط شرکت تولید کننده لپ تاپ Lenovo  طراحی شده است. همچنین خط زمان زیبا و جذاب این مشعل را در سایت نیویورک تایمز به شکل فلش می توانید ببینید.

 
نوشته شده توسط مدیریت در یکشنبه بیستم مرداد 1387 ساعت 10:6 | لینک ثابت |

واكنش شوراي نگهبان به مقاله كيهان درباره رد صلاحيت خاتمي

 

عباسعلي كدخدايي سخنگوي شوراي نگهبان، مقاله منتشر شده در روزنامه كيهان كه در آن محمد خاتمي، رييس جمهوري سابق ايران،  تهديد به رد صلاحيت شده بود را گمانه زني و نظر نويسنده اين روزنامه خواند.

سخنگوي شوراي نگهبان روز يكشنبه ۲۰ مرداد ماه، در جريان نشست مطبوعاتي هفتگي خود در پاسخ به يكي از خبرنگاران درباره مقاله دو هفته پيش روزنامه كيهان گفت: «طبعا اظهارنظرهايي كه در مطبوعات مي شود گمانه زني هايي است كه از سوي افراد و رسانه ها انجام مي شود.»

حسين شريعتمداري، مدير مسئول روزنامه كيهان، روز دوشنبه هفتم مرداد ماه در مقاله اي با عنوان «او كيست؟» به بررسي احتمال معرفي محمد خاتمي به عنوان نامزد انتخابات رياست جمهوري پيش روي ايران پرداخت.

او در اين مقاله نوشته بود: «مطابق برخي از اخبار موثق آقاي خاتمي براي اعلام صريح نامزدي خود با دو نگراني جدي روبه روست. اولين نگراني آقاي خاتمي رد صلاحيت از سوي شوراي نگهبان است»

آقاي شريعتمداري اضافه كرده بود:«. اين نگراني از آنجا ناشي مي شود كه متأسفانه برخي از عملكردها و مواضع آقاي خاتمي مخصوصاً بعد از پايان دوره رياست جمهوري ايشان و در سفر به آمريكا و چند كشور اروپايي، با مباني تعريف شده انقلاب و نظام و در پاره اي از موارد با آموزه هاي صريح اسلام مغايرت آشكار داشته است».

در ايران، شوراي نگهبان قانون اساسي، صلاحيت نامزدهاي انتخابات را بررسي مي كند و اين نامزدها در صورت تاييد صلاحيت اجازه حضور در انتخابات را پيدا مي كنند.

 اين در حالي است كه گروهي از صاحب نظران معتقدند كه قانون انتخابات در ايران، با «ايرادهايي اساسي» رو به رو است.

اين گروه از منتقدان جمهوري اسلامي مي گويند كه روش تعيين صلاحيت نامزدهاي انتخابات در شوراي نگهبان، قانون تعيين اعضاي شوراي نگهبان، شرايط تعيين شده براي نامزدي و همچنين برپايي انتخابات بدون حاضرين ناظرين مستقل، از جمله موضوعاتي هستند كه برپايي انتخابات «سالم و آزاد» را در ايران، غيرممكن كرده اند.

«بعيد مي دانم»

پس از انتشار اين مقاله كيهان، دو تن از شخصيت هاي حزبي ايران درباره احتمال رد صلاحيت محمد خاتمي اظهار نظر كردند.

مهدي كروبي، رييس سابق مجلس شوراي اسلامي و دبير كل حزب اعتماد ملي كه جزو احزاب موسوم به اصلاح طلب شناخته مي شود، چهار روز پس از انتشار اين مقاله به خبرگزاري ايسنا گفت: «بعيد مي دانم خاتمي چهره اي باشد كه اين بحث ها در موردشان باشد.»

محمد نبي حبيبي، دبير حزب موتلفه اسلامي، از احزاب موسوم به اصولگراي ايران هم در تاريخ ۱۷ مرداد ماه به خبرگزاري مهر گفته بود: «رد صلاحيت آقاي خاتمي و اتهاماتي كه به ايشان زده مي شود نظر اصولگرايان نيست.»

او افزوده بود:«اينكه اگر يك دوم خردادي نامزد شود ما مي توانيم اتهام بزنيم از تفكر اصولگرايي خارج است . به عنوان يك اصولگرا نبايد به نامزدها اتهام وارد نماييم.»

روزنامه كيهان در حالي احتمال رد صلاحيت شدن محمد خاتمي، رييس جمهوري ايران در سال هاي ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ را مطرح مي كند كه او هنوز نامزدي خود را براي انتخابات سال آينده رياست جمهوري ايران اعلام نكرده است.

با اين حال، او در سخنراني ها و اظهار نظرهايي كه در ماه هاي گذشته انجام داده است، اين احتمال را رد نكرده است.

تازه ترين خبر در باره احتمال نامزدي محمد خاتمي، در تاريخ ۱۳ مرداد ماه توسط محمد سلامتي، رييس دوره اي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات اعلام شد.

 او  دراين باره به خبرگزاري ايسنا گفته بود: «هنوز در جلسات شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در باره مصداق كانديداي واحد بحثي نشده و آقاي خاتمي هم هنوز تصميم خود را براي اين كه كانديدا مي شوند يا نه اعلام نكرده است.»

نوشته شده توسط مدیریت در یکشنبه بیستم مرداد 1387 ساعت 10:5 | لینک ثابت |

احتمال اخراج ايران از المپيك
 

هر چند قرار بود با وجود هم گروهي محمد عليرضايي با شناگر اسرائيلي در رشته صد متر قورباغه مسابقات شناي بازي هاي المپيك، اولين شناگر ايران در طول تاريخ المپيك در مسابقه حاضر شود و اين چيزي بود كه ديروز از سوي دبير كل كميته ملي المپيك ايران هم اعلام شد اما در روز مسابقه در تابلوي سالن ژيمناسيوم پكن جلوي نام محمد عليرضايي نوشته شد؛ DNS. اين سه حرف لاتين به اين معني است كه عليرضايي در خط استارت حاضر نشده است. گرچه جمعه وقتي اعلام شد عليرضايي با حريفي اسرائيلي هم گروه شده علي كفاشيان خيلي صريح و روشن گفت هيچ مانعي براي شركت اولين شناگر ايران در بازي هاي المپيك وجود ندارد و حتي گفته بود در بازي هاي گروهي مشكلي براي رقابت ورزشكاران ايراني با حريفان اسرائيلي وجود ندارد اما وقتي سايت مسابقات خبر داد عليرضايي در رقابت ها شركت نكرده اميدها براي عليرضايي كه شانس بالايي براي صعود به مرحله نهايي داشت از بين رفت. عليرضايي كه اولين شناگر ايراني بود كه بدون وايلد كارت سهميه حضور در المپيك را كسب كرد براي گرفتن اين سهميه يك ماه و نيم در كرواسي زير نظر مربي كرواتش تمرين كرد اما بدون اينكه بتواند در المپيك حاضر شود از اين رقابت ها كنار رفت. البته شايد اين تصميم به اين دليل گرفته شده باشد كه فدراسيون شنا در مسابقات انتخابي المپيك به محمد بيداريان اجازه نداد با حريف اسرائيلي خود مسابقه بدهد. با اين حال يكي از مسولان سازمان تربيت بدني پس از هم گروه شدن عليرضايي با شناگر اسرائيلي به خبرنگار اعتماد گفت؛ «اگر بيداريان در مسابقه انتخابي المپيك شركت نكرد به دليل اشتباهي بود كه فدراسيون مرتكب شد. فدراسيون وقتي ديد بيداريان نمي تواند به حد نصاب المپيك برسد چنين تصميمي گرفت. بنابراين دليلي ندارد عليرضايي در المپيك شركت نكند. در طول تاريخ ورزش ايران هم سابقه نداشته تنها به خاطر هم گروهي با حريفي از اسرائيل ورزشكاري ايراني از حضور در مسابقات انصراف بدهد.» هرچند تا ديروز همه چيز حكايت از حضور عليرضايي در مسابقات شناي المپيك مي كرد اما اين كار با تغيير ناگهاني در تصميم مديران ارشد سازمان تربيت بدني انجام نشد. اين موضوع نشان دهنده سردرگمي در تصميم گيري هاي ورزش كشور است كه يك روز دبير كل كميته ملي المپيك اش چيزي مي گويد و در كمتر از 24 ساعت با چرخشي عجيب تصميم ديگري گرفته مي شود. در اين وضع مسوولان كميته ملي المپيك ايران بايد به دنبال بهانه يي باشند تا غيبت عليرضايي را توجيه كنند چرا كه اگر سران كميته بين المللي المپيك متوجه شوند اين شناگر ايراني به دليل مسائل سياسي در مسابقات حضور پيدا نكرده كل كاروان تيم ايران حاضر در بازي هاي دهكده از المپيك اخراج خواهد شد. البته سران كميته بين المللي المپيك به همين بهانه بسنده نمي كنند و مسوولان تيم شناي ايران بايد مدارك رسمي پزشكي كه به تاييد پزشك معتمد IOC رسيده را ارائه كنند، در غير اين صورت احتمال اخراج كاروان ايران از دهكده المپيك وجود دارد. مسوولان كميته ملي المپيك ايران دقايقي بعد از انصراف عليرضايي دليل اين غيبت را بيماري او اعلام كردند، هرچند كه اين براي راضي كردن سران كميته بين المللي المپيك كافي نخواهد بود. درست همين چهار سال پيش بود كه آرش ميراسماعيلي در وزن 60 كيلوگرم رقابت هاي جودوي المپيك در مرحله اول به دليل هم گروه شدن با حريفي اسرائيلي از حضور در مسابقات انصراف داد اما آنها براي اينكه محروميتي متوجه كاروان ايران نشود با مصدوميتي ساختگي سران كميته بين المللي المپيك را براي غيبت ميراسماعيلي راضي كردند. هرچند آن روزها به دليل آسيب ديدگي خفيف ميراسماعيلي از ناحيه كمر، تيم پزشكي ايران توانست IOC را قانع كند كه ميراسماعيلي به دليل مصدوميت در مسابقات شركت نكرده است. گرچه تا پيش از اين ورزشكاران ايراني از رويارويي مستقيم با ورزشكاران اسرائيلي خودداري مي كردند اما با بدعتي كه سازمان تربيت بدني در دولت نهم گذاشته بعيد نيست كه از اين به بعد تيم هاي ايراني به دليل حضور ورزشكاران رژيم اشغالگر قدس در مسابقات جهاني از حضور در اين رقابت ها انصراف دهند.
نوشته شده توسط مدیریت در یکشنبه بیستم مرداد 1387 ساعت 10:2 | لینک ثابت |


عكس‌هاي استثنايي از دكتر محمد مصدق

تفرجگاه‌هاي طهران قديم و تهران جديد تفاوت چنداني پيدا نكرده است. دارآباد، دربند، اوين، شميرانات و كلاً ناحيه شمال تهران كه آب و هوايي خوش داشت خصوصاً در تابستانها محل گشت و گذار و گلگشت بسياري از تهرانيان خسته از گرما بود. تنها راه رسيدن به اين منطقه در دورۀ قاجاريه به بعد جاده شميران يا شريعتي فعلي بود. خياباني كه با توجه به قناتهاي متعدد آن، خياباني نسبتاً باصفا بود. اين جاده از دروازه شميران شروع مي‌شد و به قهوه خانه سيد در محل فعلي پل سيد خندان مي‌رسيد و سپس به سوي شمال و تجريش ادامه مي‌يافت. البته اين جاده كاملاً خاكي بود و برف و باران زمستاني و بهاري، آن را به جاده‌هاي صعب‌العبور تبديل مي‌كرد. تا اينكه در سالهاي پاياني مظفرالدين شاه مونار فرنگي با تسطيح جاده شميران و به كار گماردن تعدادي اتوبوس در آن، دسترسي به تجريش و شميران را آسان نمود كه بالطبع بسياري از مردم به آن سمت مي‌رفتند.

 ساير نقاط شمال تهران چون اوين دركه به نوعي منشعب از منطقه‌ي شمال تهران و با دسترسي‌هاي فرعي منشعب از آن، بسيار صعب‌العبورتر از جاده شميران بود. به قريه اوين از قرنها پيش در كتب مختلف با نامهاي گوناگون اشاره شده است. قديمي ترين نامي كه از آن ياد شده «ايون» بوده است كه در طي سالهاي بعد اندك اندك در لفظ تبديل به اوين شده است. اين منطقه در دورۀ قاجار از نقاط مهم ييلاقي تهران محسوب مي‌شده است. اعتمادالسلطنه در وقايع دوشنبه 27 جمادي الثاني 1299 ق مي‌نويسد: « ... مصمم رفتن به اوين شدم كه شاه امروز مهمان امين حضور است. چون اوين به حسن آباد نزديك است مصمم شدم كه شب را آنجا بروم ... ميرزا فروغي را در درشكه خود نشانده به طرف اوين رفتم ... [بعد از ناهار] عميدالملك را برداشته به طرف حسن آباد رفتم. از رودخانه تجريش كه عبور مي‌شد كالسكه ميان رودخانه گير كرد. كالسكه چي پدرسوخته خواست براند نشد. من از ترس خود را ميان آب انداختم تا كه در آب فرو رفتم ... مدتي طول كشيد تا كالسكه بيرون آمد».

(خاطرات اعتمادالسلطنه، ص 172)

 

يا در اوايل تاريخ سلخ ذي الحجة سال 1301 مي‌نويسد: «امروز شاه زودتر از عادت معمول از خواب برخاسته ... مرا احضار فرمودند ... بعد در غياب امين حضور تغيّر زياد فرمودند، چون در اوين، كه ييلاق خودش است، سيدي را كتك زد، و عارض شده بود». (همان، ص 319)

 

از ميان اين قريه، رودخانه دركه جريان دارد كه از كوههاي شمال دركه سرچشمه مي‌گيرد. اين نهر پس از گذشت از اوين به موازات اتوبان چمران از شرق شهرك غرب داخل كانال كوي گيشا مي‌شود و به سمت مغرب از شمال شهرآرا و صادقيه گذشته در امتداد اتوبان كرج به رودخانه كن مي‌ريزد. آب آن در بهار و اوايل تابستان پر و سرد و لذت بخش است. ولي در اواخر تابستان به حداقل مي‌رسد و گاه خشك مي‌شود. حال با توجه به گرماي زودرس تهران كه از اواخر ارديبهشت و اوايل خرداد شروع مي‌شود خيل علاقه مندان به تفريح و گردشگري را به سوي خود مي‌كشاند كه تني به آب زده و از طبيعت لذت مي‌برند. طبيعتاً كساني كه دستشان بيشتر به دهنشان مي‌رسيد و اوقات فراغت بيشتري داشتند در اين اماكن حضور بيشتري مي‌يافتند، چنانكه در خاطرات بسياري از رجال قاجاري مي‌خوانيم بسياري از آنان با تأسي از پادشاهان وقت، عمدۀ اوقات زندگيشان به پرسه زدن در ييلاقات اطراف تهران به شكار و تفريح مي‌گذشت.

از عكس‌هاي زير چنين مي‌نمايد كه دكتر محمد مصدق كه آن زمان به مصدق السلطنه مشهور بود از جمله كساني بود كه به كوه گردي و طبيعت علاقه داشت. اين تصاوير استثنايي كه نشان دهنده حضور مصدق با تعدادي از دوستانش در كنار رودخانه دركه است گويا مربوط به آغازين سال قرن چهاردهم هجري شمسي (1300) است. سالي كه مصدق پس از جريان كودتاي سيد ضياء از شيراز بازگشته در انتظار انجام وظيفه ديگري بود. اين تصاوير را با هم مي‌بينيم:

نوشته شده توسط مدیریت در یکشنبه بیستم مرداد 1387 ساعت 9:59 | لینک ثابت |


تكذيب گرايش دختر شيرين عبادي به آيين بهايي توسط ايشان

نوشته شده توسط مدیریت در یکشنبه بیستم مرداد 1387 ساعت 9:49 | لینک ثابت |

تصاويري از نمايش مد لباس افغاني در لندن

 

شماري از جوانان دختر و پسر افغان، اخيراً و در حاشيه 'كنفرانس جوانان افغان' در لندن، به ارائه نمايش مد لباس افغاني پرداختند.
نوشته شده توسط مدیریت در یکشنبه بیستم مرداد 1387 ساعت 9:49 | لینک ثابت |

به ياد آيدين نيكخواه بهرامي

اهداي پيراهن شماره 8 تيم بسكتبال  يوتا جاز به

مادر زنده ياد آيدين نيكخواه بهرامي

رندي ريگبي رئيس باشگاه بسكتبال يوتاجاز در فاصله بين دو نيمه بازي اين تيم با تيم ملي ايران پيراهن شماره 8 تيمش را كه روي آن نام آيدين نيكخواه بهرامي حك شده بود به فرزانه ابراهيمي مادر بسكتباليست فقيد ايران اهدا كرد. پيراهن شماره هشت تيم يوتا متعلق به "درون ويليامز" بازيكن افسانه اي تيم يوتا است و همچنين آخرين شماره اي است كه آيدين در تيم ايران به تن داشته...

مسوولان باشگاه "يوتاجاز" ميزبان تيم ملي بسكتبال ايران در اردوي آمريكا، پيراهن شماره‌ي 8 اين باشگاه آخرين شماره‌ي پيراهني كه مرحوم آيدين نيكخواه بهرامي در تيم ايران  تن كرده بود را به خانواده‌ي او اهدا كردند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، باشگاه بسكتبال يوتا به پاس قدرداني از زحمات آيدين نيكخواه بهرامي، برادر صمد نيكخواه بهرامي كاپيتان تيم ملي بسكتبال ايران، كاپ يادبود به همراه پيراهن شماره هشت اين باشگاه را به خانواده‌ي او هديه كردند.

مسوولان اين باشگاه در بين دو نيمه بازي تيم هاي ملي بسكتبال ايران و يوتا علاوه بر قدرداني از خانواده‌ي وي، ياد آيدين نيكخواه بهرامي كه دي ماه سال گذشته در يك سانحه تصادف رانندگي از دنيا رفت را، گرامي داشتند.

صمد نيكخواه بهرامي كه در اين مسابقات توانست كاپ اخلاق و فني‌ترين بازيكن را به خود اختصاص دهد، اعلام كرد كه اين پيراهن را در اتاق آيدين نصب خواهد كرد.

او در آخرين ديدار تداركاتي تيم ملي بسكتبال برابر يوتا با كسب 23 امتياز، بهترين بازيكن زمين بود.

نوشته شده توسط مدیریت در یکشنبه بیستم مرداد 1387 ساعت 9:47 | لینک ثابت |


مصاحبه فايننشيال تايمز با فاطمه رجبي

زن خانه دار در نقش منتقد اصلاح طلبان

در كشوري كه زبان سياست سرشار از احتياط و ملاحظه كاري است، انتقادات بدون واهمه فاطمه رجبي از برخي سياستمداران بلندپايه محافظه كار و اصلاح طلب ايران، جالب توجه است.

وبلاگ تند و تيز او به برخي از شخصيت هاي پيشين كشور حمله كرده و آنها را به تلاش براي تبديل جمهوري اسلامي به يك كشور سكولار متهم كرده است. كساني كه مي خواهند طرز فكر حاميان احمدي نژاد- رئيس جمهور بنيادگراي ايران- را بشناسند، بايد به اين وبلاگ سري بزنند.

برنده ترين اظهارات وي شامل دو تن از رئيس جمهور هاي سابق است: اكبر هاشمي رفسنجاني- محافظه كار- و محمد خاتمي- اصلاح طلب- كه در فاصله سالهاي 1989 تا 2005 بر سر كار بودند. اما اين اواخر، او خشم و غضب خود را روانه كساني كرده كه ممكن است در انتخابات رياست جمهوري بعدي به رقابت با آقاي احمدي نژاد برخيزند.

اينكه رجبي همسر سخنگوي دولت- غلامحسين الهام، يكي از ده ها متحد آقاي احمدي نژاد است، خود شاهدي بر اين است كه چرا اظهارات او بلافاصله در سطح وسيعي در رسانه ها بازتاب پيدا مي كند.
بعضي از اصلاح طلبان اعتقاد دارند از او براي ابراز چيزهايي كه دولت به آن فكر مي كند اما نمي تواند علناً بر زبان بياورد، استفاده مي كنند.

او درحاليكه خود را خانه دار توصيف مي كند، به اين موضوع كه هرگز به يك كار تمام وقت مشغول نشده افتخار مي كند. او مي گويد كارمند پاره وقت بودن، اجازه آزادانه نوشتن را بدون داشتن هيچ ملاحظه سياسي – آنطور كه در ساير سياستمداران از جمله همسرش و ديگران وجود دارد- به او مي دهد.

رجبي كه خود را به دقت در حجاب اسلامي پوشانده در اولين مصاحبه اش با يك روزنامه خارجي به فايننشيال تايمز گفت: "خاتمي اصلاح طلبان را به سوي براندازي جمهوري اسلامي هدايت كرده است." او اصلاح طلبان را به راه انداختن جنگ "عليه اسلام" براي برپايي حكومت سكولار در ايران متهم مي كند.

بااينحال او مي گويد بستر لازم براي آقاي خاتمي توسط رئيس جمهور پيشين يعني آقاي رفسنجاني فراهم شده بود زيرا او برخلاف احكام اسلام، پارتي بازي را رواج داد و سرمايه داري را رونق داد.

او گفت هر دو رئيس جمهور، ايران را به سوي دشمنان اصلي كشور- يعني آمريكا و اسرائيل- پيش راندند.
او اخيراً در مطلبي محمد باقر قاليباف- شهردار تهران و نامزد احتمالي انتخابات رياست جمهوري سال آينده- را به "خدمت" به سرويس هاي امنيتي اسرائيل و آمريكا و نيز "غارت اموال شهرداري" متهم كرد و سؤال كرده چه كسي هزينه انتخاباتي او را سه سال پيش پرداخت كرده است.

تا كنون هيچ كس نتوانسته جلوي خانم رجبي را بگيرد. همسرش مي گويد بايد به اين موضوع، به عنوان نمونه اي از آزادي بيان در ايران نگاه كرد.

هيچيك از سياستمداران نيز از او شكايت نكرده اند، اما قوه قضائيه محافظه كار كشور، دو وبلاگ (قبلي) او را توقيف كرده است.

خانم رحبي مي گويد مردم عادي با نظرات او درباره آقاي خاتمي و آقاي رفسنجاني هم عقيده اند و به همين دليل، پيروزي آقاي احمدي نژاد در سال 2005، "معجزه هزاره سوم" است و (اين پيروزي) به احياي آرمان هاي انقلاب كمك كرده است.

او گفت: "ديگر بين رئيس جمهور و مردم فقير فاصله اي نيست. وقتي رئيس جمهور به يك روستا مي رود، پشت يك وانت مي ايستد، بلندگويي به دست مي گيرد و با مردم حرف مي زند و يا با عشاير در چادرهايشان چاي مي نوشد، مديريت اسلامي را يادآوري مي كند."

خانم رجبي به اين مشكوك است كه مخالفان از كارنامه اقتصادي آقاي احمدي نژاد- درحاليكه نرخ تورم به 4/26 درصد رسيده- براي حمله كردن به او استفاده مي كنند. او گفت: "انشاءالله موفق نمي شوند."

منبع: فايننشيال تايمز- 25 ژوئيه

نوشته شده توسط مدیریت در شنبه نوزدهم مرداد 1387 ساعت 15:47 | لینک ثابت |

نامه سرگشاده
شما مقابل دوربين هستيد ، آقاي دكتر!

دريغ مان مي آيد چنين فردي كه مانند بسياري ديگر، "تازه به دوران رسيده" نيست، چنان پاي در گِل سياست بازي ها و بده بستان هاي جناحي و قوي و قبيله اي باشد كه در نهايت تصور امروزين مان درباره "علي لاريجاني" بر باد فنا رود و در پايان به صدافسوس زمزمه كنيم كه "خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم".
ماجراي رأي اعتماد مجلس به وزراي پيشنهادي رئيس دولت و نقدهايي كه بر رئيس مجلس در اين زمينه وارد است ، بهانه نوشتن اين نامه سرگشاده از سوي عصرايران به علي لاريجاني است.

برادر ارجمند، جناب آقاي دكتر علي لاريجاني
رياست محترم مجلس شوراي اسلامي

سلام

سه شنبه اي كه گذشت، بيش از آنكه روزي براي گرفتن رأي اعتماد براي سه وزير پيشنهادي دولت نهم باشد، آزموني براي رييس مجلس هشتم بود، هر چند كه اين دومي، در هياهوي برخاسته از متن و حاشيه هاي اولي، چندان به چشم نيامد و بر قلم ننشست؛ با اين حال، در پس هر جلسه اي براي رأي اعتماد، كساني يا به خانه برمي گردند يا به دفتر وزارت مي روند و آنچه در "خانه ملت" باقي مي ماند، قضاوتي است كه درباره ساكنان- و بهتر بگويم مستأجران - اين خانه كه چگونه عمل كردند و آيا رأي اعتماد يا عدم اعتمادشان به گونه اي بود كه "مردم" در پايان جلسه، در باور وجداني خويش، به وكلايشان رأي اعتمادي دوباره بدهند؟!

آقاي لاريجاني!

ما شما را به عنوان شخصيتي موجه، تحصيل كرده و البته سياستمداري باهوش مي شناسيم و دريغ مان مي آيد چنين فردي كه مانند بسياري ديگر، "تازه به دوران رسيده" نيست، چنان پاي در گِل سياست بازي ها و بده بستان هاي جناحي و قوي و قبيله اي باشد كه در نهايت تصور امروزين مان درباره "علي لاريجاني" بر باد فنا رود و در پايان به صدافسوس زمزمه كنيم كه "خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم".

از اين رو، اگر نقد و نيشي در نوشتار حاضر مي بينيد، آن را به حساب دغدغه اي بگذاريد كه دوستان رسانه اي تان را مي آزارد و لاغير!

رياست محترم قوه مقننه!

در جريان راي اعتماد روز سه شنبه، نحوه اداره مجلس توسط شما و بي توجهي تان به ديگر نمايندگان مردم كه خواستار غيرعلني شدن جلسه براي بيان صريح تر واقعيت ها بودند بسيار تأسف آور بود و نيز اظهارات شما بعد از رأي اعتماد كه طي آن اذعان به وجود برخي نواقص در كار وزيران پيشنهادي كرديد و در كمال شگفتي رأي به افراد داراي نقص را به مصلحت كشور دانستيد و اين در حالي بود كه بيشترين نقص ها و نقدها متوجه فردي بود كه او را منتسب به شما مي دانستند كه در معامله اي اعلام نشده با رييس جمهور كه به "2 در برابر 1" معروف شد، درصدد وزارتش بوده ايد كه البته طبيعتاً از سوي شما چنين خبري تأييد نشد ولي اين نگراني پديد آمده است كه نكند مجلس هشتم به جاي نظارت بر دولت ، همانند دو سال پاياني مجلس هفتم ، دچار انفعال و معامله گري شود به گونه اي كه بعدها بگوييم "صد رحمت به همان هفتمي ها!"

ماجراي پيش، حين و بعد از راي اعتماد را نيز خود شما بهتر از هر كسي مي دانيد و اميدواريم كه اين نيز يادتان باشد كه چهره هاي سياسي، بيشترين استعداد را براي ترسيم تصويري نامناسب از خود در نزد افكار عمومي دارند و حيف است كه چنين سرانجامي در انتظار كسي باشد كه خيلي ها او را يك سياستمدار فرهيخته مي دانند و از اينكه او را حتي "جنتلمن" هم بنامند، ابايي ندارند.

آقاي دكتر!

مديريت شما بر صداوسيما، هر چند منتقدان جدي و مدافعان سرسخت خود را دارد، اما فارغ از بحث هاي محتواييِ "رسانه ملي در دوران لاريجاني"، همه بر اين نكته اذعان دارند كه رشد كمي صدا و سيما از نظر تعداد شبكه، افزايش ساعات، تنوع برنامه ها و گشودن مرزهاي جديد فني و ... محصول مدريريت شما بود.

درباره شوراي عالي امنيت ملي نيز كه تا همين چندي پيش دبيري آن را بر عهده داشتيد، افكار عمومي، منصفانه چنين قضاوت مي كنند كه "لاريجاني عملكرد موفقي در پرونده هسته اي داشت" و آنان كه دستي بر آتش سياست دارند نيز اين را مي افزايند كه "حتي استعفايش از دبيري شورا نيز هوشمندانه و به موقع بود".

انتقال مدبرانه كانديداتوري از تهران به قم و سپس غلبه بر رييس مجلس سابق كه در تاريخ مجالس هفتگانه سابقه نداشت، همه و همه ، وقايع و واقعيت هايي هستند كه سطح انتظارات را از علي لاريجاني بالا برده اند؛ اين انتظار ، همان چيزي است كه مي توان از آن به عنوان "سرمايه ملي" براي يك "سياستمدار" ياد كرد و دريغ كه چنين سرمايه اي، كه ملك طلق صاحبش نيز نيست، در معركه بازي هاي "متداول" و البته "چندش آور" سياسي و جناحي بسوزد و خاكستر شود.

آقاي لاريجاني!

شما روزگاري در صدا و سيما بوديد، پشت صحنه و پشت دوربين! و به همين دليل چندان ديده نمي شديد هر چند كه مي نمايانديد!

شما روزگاري در كسوت دبيري شوراي عالي امنيت ملي بوديد و عمدتاً در جلسات محرمانه و سري و باز هم كمتر ديده مي شديد.

اما اينك، در روزگاري جديد، درست در صدر خانه ملت نشسته ايد، جلوي چشم همگان، حرف كه مي زنيد، حرف كه نمي زنيد، مي نشينيد، برمي خيزيد، آب مي خوريد، راه مي رويد، تذكر مي دهيد، ميكروفن قطع مي كنيد و هر چه مي كنيد، در معرض ديد مردم است و خبرنگاراني كه تا پايان مجلس، رهايتان نخواهند كرد و البته راديوي مجلس كه آنچه در خانه ملت مي گذرد را به طور مستقيم و زنده براي ملت پخش مي كند.
شما امروز مقابل دوربين هستيد و البته نه دوربين مخفي!

اين، شايد مهم ترين تفاوت امروز با ديروزتان باشد و چه سخت و مسووليت زاست زيستن در خانه اي كه ديوارهايش همه از جنس شيشه است.

آقاي لاريجاني عزيز!

بسياري از مردم، به ويژه پس از توفيقات نسبي شما در شوراي عالي امنيت ملي و پرونده هسته اي، شما را متفاوت تر و عاقل تر از سياست بازاني كه اداي سياستمداري درمي آورند مي دانند و به روي شما حساب ديگري باز كرده اند. حساب هايشان را به هم نزنيد؛ همين!

برايتان آروزي موفقيت داريم و بدرود!
نوشته شده توسط مدیریت در شنبه نوزدهم مرداد 1387 ساعت 15:17 | لینک ثابت |

مرد سبز جایت در ایران سبز خالی

خسرو شکیبایی 


 


وقتی صبح صدای پیامک گوشی آمد به سمتش پریدم ، پیامک را باز کردم و ...


در دو خط اول فکر میکردم شوخیست اما تا‏ آخرش را که خواندم دیدم ...


بازم باور نشد ، تا پیامکی دیگر آمد و ...


بله ، عمو خسروی سینمای ایران در گذشت ... 


 


یادش بخــیر 


 


دیگر نیست ...


یادش بخیر با آن صدای دلنشینش ...


آن " شین " هایی که میگفت ...


آن " عزیز دلِ من‏ " که میگفت ...


یادش بخیر ...


 


 هرجا باشی در آخرش اینجایی !


 


ولی افسوس که خسرو شکیبایی هم مدتی دیگر از یادها میرود ...


افسوس که حالا دارِ فانی را ودا گفت همه عمو خسروی سینما را یادشان آمد ! ...


افسوس که فقط خبر فوت خسرو شکیبایی در چند اخبار خلاصه میشود و بس ...


نه در برنامه‏ای از کارهایش خواهد گفته شد و نه در ...


چیزی نمیتوانم بگویم به جز ...


عمو خسرو دلمون برات تنگ میشه ...


این مصیبت وارده را از طرف خودم و کلیه دانشجو های دانشگاه آزاد نجف آباد

 به خانواده‏ی ایشان و کل ایران تسلیت میگویم ...


روحش شاد و یادش گرامی باد ...

 

نوشته شده توسط مدیریت در شنبه بیست و نهم تیر 1387 ساعت 0:51 | لینک ثابت |

انا لله واناالیه راجعون

انا لله واناالیه راجعون

نویسنده این وبلاگ کشته و مرده شماست

سلام دوستان خوبید

از این به بعد می تونین باز هم

به این وبلاگ بیاین.

سبز باشید و پاینده

نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 ساعت 21:41 | لینک ثابت |

دوستان یه خبر مهم

سلام به همه دوستای عزیزم خیلی وقته که دیگه نشد مطلبی براتون بزارم

معظرت ولی خوب این مدت خیلی مشغول بودم دانشگاه و کار و  زندگی

خوب دوستان یه خبری که شاید خوشحالتون کنه

من دارم کم کم ازدواج می کنم

پس اگه کم مطلب میزارم معظرت

خوب واسم خیلی دعا کنید

 اگه خوبی بدی از ما دیدید حلالمون کنیدو ببخشیدمون

آخه بخشش از بزرگتر هاست

به امید روزی که همه به عشقشون برسند

نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 19:12 | لینک ثابت |

ای معجزه هزاره، ابهت پوشالی ات چه شد؟
آقای رییس جمهور تو که به قول همسر سخنگویت معجزه هزاره بودی.
آقای رییس جمهور تو که به قول خودت بالای سرت هاله نوربود.
آقای رییس جمهور تو که همه دانشجو ها را به خاطر دو تا شعار، خیلی راحت گرفتی و شکنجه کردی.
آقای رییس جمهور تو که هزاران دختر را به خاطر یک وجب پارچه گرفتی و تحقیر کردی.
آقای رییس جمهور تو که به قول خودت مافیای نفتی را از پا در آوردی.
آقای رییس جمهور تو که ادعا کرده بودی میخواهی دنیا را احمدی نژادی کنی.
آقای رییس جمهور تو که گفته بودی به حزب احتیاج نداری و خودت یک تنه همه را حریف هستی.
آقای رییس جمهور پس ابهت پوشالیت چه شد ؟ رییس دانشگاه جلوی رویت گفت تو کند ذهن هستی، گفت تو جوجه دیکتاتور بیرحمی. گفت تو مایه خجالت ایرانی ها هستی و تو ساکت بودی.
آقای رییس جمهور زیر آن همه فحش و تحقیر و نفرت له شده بودی. هاله نورت کجا بود که تو را نجات دهد؟ اصولا هاله و منجی به درد همچنین جایی میخورد.
چرا از معجزاتت استفادی نکردی؟ مگه تو معجزه هزاره نبودی؟ یک چشمه میامدی و رییس دانشگاه را تبدیل به موش میکردی تا همه حساب کار دستشان بیاید.
ولی به گمانم کسی که موش شده بود خود تو بودی.
***********************************************
آقای رییس جمهور چرا رفتی جایی که قاضی مرتضوی نداشت که مخالفانت را بگیرد؟
آقای رییس جمهور چرا رفتی جایی که شریعتمداری ندارد که به مخالفانت انگ ارازل و اوباش و معتاد بودن بزند؟
آقای رییس جمهور چرا رفتی جایی که خامنه ای نداردکه اگر هر گندی بزنی تو را در بغلش بگیرد که کسی کاری به تو نداشته باشد؟
آقای رییس جمهور چرا رفتی جایی که سردار زنان خیابانی ندارد که اگر تو خراب کردی با یک بامبول جدید حواس همه را پرت کند؟
************************************************** ***
شاید برای همه دیدن صحنه خواری و ذلت دیکتاتور ها جالب باشد. صحنه ای که صدام را از چاه در آوردند یادتان هست؟
ولی دیکتاتور ما حتی به آن جا هم نرسید. در زمانی که کشورش امن و امان است و آقا هم رییس جمهور کشور، با پای خودش رفت امریکا (به قول رهبر فقیدش شیطان بزرگ) و همه جور فحش شنید و هیچ نگفت و مطمین باشید فردا برمیگردد ایران و میشیند دوزانو جلوی جوادی آملی و از lمعجزات سفر و افتخار آفرینی هایش تعریف میکند.
آقای رییس جمهور وقتی صدام را در حال بیرون کشیدن ازچاه میدیدم فکر میکردم هیچوقت کسی را اینقدر حقیر نبینم ولی وقتی تو را دیدم که در پاسخ به فحش های آقای رییس لبخند میزنی تازه فهمیدم اوج حقارت کجاست!
تو که زبانت دراز بود. جواب همه را میدادی از مافیای نفتی گرفته تا دانشجو و استاد و دختر و زن و کارگر و معلم . چرا اینقدر کوچک و خوار شده بودی؟
************************************************** **********
بله آقای دیکتاتور اینجا که رفتی امیرکبیر نبود و آن آقایی که تو را به تمسخر گرفته بود از قاضی مرتضوی نمی ترسید. آنجا خیلی راحت دنیا کینه اش را به تو نشان داد و گفت دنیا برای دیکتاتورهای احمقی مثل تو خیلی کوچک شده است.
مطمینم امروز نه تنها روشنفکران و دانشجویان که طرفدارهای درجه یک تو هم خواهند گفت: ننگ بر تو باد. چون عزت و احترام یک ملت را به باد دادی.
متاسفانه آنچه در دانشگاه کلمبیا چوب حراج به آن زدی فقط آبروی خودت نبود (که تو آبرویی نداشتی). آنچه تو امروز به ثمن بخس فروختی آبرو، حیثیت و اعتبار یک ملت بود.
آقای رییس جمهور چرا افشا نکردی؟ چرا نگرفتی آن رییس را؟ چرا دانشچویان را بازداشت نکردی؟ چرا نگقتی که هاله تور داری؟ چرا هیچ کار نکردی؟
چرا آنقدی حقیر بودی؟
آقای رییس جمهور ابهت پوشالیت چه شد؟
—————————-
 
--
من بوي پرواز را از بال پرنده اي استشمام مي كنم كه در قفس است آي..... پرنده اي كه بر فراز سرم از آسمان نيلي ميگذري تو پرواز را عادت كرده اي و فراموش . . . با من لحظه اي تا اين قفس بيا فقط لحظه اي..
نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 18:13 | لینک ثابت |

اومد ماه رمضون
 

ياهو

تومرا مي بيني

مرا مي شنوي

پس مرا بپذير

سلام به همه ي مهربون هاي گلم:

خبر خبر خبرخبر خبر خبر

ماه رمضان اومددددددددددددددددددددددددددددددددد.

ماه رمضون اومد تا ماها يه بار ديگه مهمون خدا بشيم.

تا يه بارديگه سحر ها بيدار بشيم وبعد از سحري به بزرگي وعظمت خدا پي ببريم كه توي دلاي ما خونه كرده وباعث ميشه كه تو از خواب نازت بزني وبيدار بشي تا بزرگي اونو ببيني.ماه رمضون اومد تا يه بار ديگه بتونيم پاك بشيم،يه بار ديگه خدا بهمون اجازه بده تا مهربوني ، صفا ،معرفت،ايمان،عشق،دوستي و....را از سر سفره اش برداريم.

ماه رمضون اومد تا بهونه ي خوبي بشه واسه درس نخوندن ما بچه مدرسه اي ها، اومد تا يه بچه 7-8 ساله براي اولين بار روزه بگيره وبعدش به خاطر روزه اي كه گرفته از باباش جايزه بگيره.اومد تا به يادمون بياره كسايي رو كه پارسال بودن اما حالا نيستن ،به يادمون بياره كه ماهم خيلي وقت نداريم.شايد سال ديگه من و تو نباشيم.پس بايد تلاش كنيم تا خدا سال ديگه هم برامون دعوت نامه بفرسته.

ماه رمضون اومد تا يه بار ديگه لذت لحظه افطارو بچشيم.فكر كن!!!! دم غروب،تا چند لحظه ي ديگه افطار ميشه وتو نگراني ،نگران از اين كه آيا خدا اين روزه تو رو قبول كرده؟يكدفعه يه چيزي توي دلت بهت ميگه برو،تو قبولي،واون وقت تو سرشار از انرژي ميشي.

ماه رمضون اومد تا باز سفره هاي بزرگ افطاري پهن بشه تا باز همه ي دوستان واقوام جمع بشن.ماه رمضون اومد تا عصرها بوي نذري تموم كوچه رو بگيره.ماه رمضون اومد تا بازتلويزيون پركار بشه.هر شب چند تا سريال جديد از كانال هاي مختلف.انگار همه از اومدن ماه رمضون انرژي ميگيرن.

ماه رمضون اومد تا تو يادت بياد كه صد ها نفر منتظر دعاي توهستن.اومد تا تو بفهمي كه خدا فقط منتظره تو ازش خواهش كني تا جوابتو بده!!!!ماه رمضون اومد وچشم هاي آقامون منتظره تا تو بازم دعا كني تا زودتر ظهور كنه،آقا رو تو انتظار نزاريا!!!!!!!!!!!!!!

تا حالا به چهره ي روزه داران تو ماه رمضون نگاه كردي ،همه زيبا ميشن،نوراني ،مهربون،تو چشماشون يه دنيا صفا و صميميت موج ميزنه.وقتي نگاهشون مي كني ،دلت ميخواد تموم سال ماه رمضون بود تا همه اينقدر مهربون بودن.

ماه رمضون اومد وبا يه چشم به هم زدن هم ميگذره پس وقت كمي داريم.

تو اين لحظات زيبا ،ساعت هاي دلنشين ، روزهاي آسموني وهفته هاي بهاري براي همه دعا كن :براي آقامون،خودت،دوستات ومن ....

من هم براتون دعا مي كنم:دعا مي كنم دلتون  شاد شاد باشه ،لبتون خندون و خيلي زود به آرزوهاتون برسين.

 

نوشته شده توسط مدیریت در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 ساعت 0:40 | لینک ثابت |

جنجال آفرینی جدید برای تخریب خاتمی

جنجال آفرینی جدید برای تخریب خاتمی


توضیح دفتر خاتمی درباره فیلم مشکوک

آفتاب: در پی انتشار برخی گزارش‌‏ها و تصاویر درباره سفر محمد خاتمی به ایتالیا و دست دادن او با یک خانم جوان، دفتر رییس موسسه بین‌‏المللی گفت‌‏وگوی فرهنگ‌‏ها و تمدن‌‏ها با انتشار جوابیه‌‏ای ضمن غیرواقعی خواندن تصاویر و تكذیب این ادعاها، به این گزارش‌‏های جنجالی خاتمه داد و سید محمدصادق خرازی كه آقای خاتمی را در سفرهای خارجی همراهی می‌‏كند نیز با توضیح جزئی‌‏تر این مساله، هشدار داد كه مبادا در این‌‏گونه حوادث از برخی از شگردهای غیراخلاقی غفلت شود. 

دفتر سیدمحمد خاتمی در جوابیه خود آورده است: «در حرمت لمس بدن نامحرم بدون ستر و مانع تردیدی نیست و نیز در اینكه در شرع انور حرمت و وجوب اوّلی به عنوان ثانوی تا بقاء عنوان می‌‏تواند مرتفع شود تردید نباید كرد. ولی آنچه با تصویرپردازی مشكوك، با غرض یا هر انگیزه دیگر، نشر یافته تا مصافحه آقای خاتمی را با اجنبیه القاء كند، عملی خلاف شرع و اخلاق است كه تكذیب می‌‏شود».

همچنین سید صادق خرازی، مشاور سیدمحمد خاتمی، دست دادن وی با برخی بانوان در سفر ایتالیا را رد كرد و گفت: بنای آقای خاتمی به هیچ وجه دست دادن با زنان نیست و ایشان ضوابط و اصول شرعی و عرفی را در سفرها و ملاقات‌‏های خود همیشه و همواره رعایت كرده است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، خرازی در واكنش به انتشار برخی گزارش‌‏ها و تصاویر درباره صف بدرقه ایشان در یكی از سخنرانی‌‏ها در ایتالیا، اضافه كرد: استقبال از آقای خاتمی در سفرهای خارجی و نیز مراسم سخنرانی‌‏های ایشان به حدّی است كه گاه كنترل اوضاع از دست ایشان و اطرافیان خارج می‌‏شود و در این مواقع برخی می‌‏كوشند با رساندن خودشان به آقای خاتمی به ایشان ابراز ارادت كنند كه در مواقعی تصور می‌‏شود با آقای خاتمی مصافحه كرده‌‏اند. این در حالی است كه اصولا آقای خاتمی به علت ازدحام جمعیت متوجه برخی تماس‌‏ها نمی‌‏شوند.

خرازی در عین حال حساسیت‌‏های علاقه‌‏مندان آقای خاتمی را ستود و اطمینان داد كه آقای خاتمی همواره آداب و رسوم و هنجارهای جمهوری اسلامی ایران كه قلباَ به آنها باور دارد، با دقت رعایت و ملحوظ می‌‏دارند.

خرازی در پایان گفت: البته از برخی از شگردهای تصویری و نیز بداخلاقی‌‏هایی كه آقای خاتمی سال‌‏هاست با آن روبرو بوده، نباید غافل شد و افكار عمومی كاملاً دریافته‌‏اند این روش‌‏ها برای تخریب شخصیت‌‏های بلندمرتبه كشور جایی ندارد.


مشکل بزرگ دست دادن با خانم ها و آقای خاتمی

 نويسنده : سیدمحمدعلی ابطحی

وبنوشت:وقتی آقای خاتمی برای سفر رسمی به آلمان رفته بود، خانم مرکل که الان صدراعظم آلمان است، رهبر حزب اقلیت بود. جزء برنامه آقای خاتمی بود که با وی هم ملاقات کند. ما به وی خبر داده بودیم که آقای خاتمی به خانمها دست نمی دهند. خیلی ناراحت شد. طبیعی بود که این کار را توهین آشکار تلقی می کرد. آمد و دست نداد و بعد هم مصاحبه ی