تبليغاتX
html> من اگربرخیزم تواگر برخیزی همه برمی خیزند
دیدار میرحسین موسوی با حمزه غالبی
 

مهندس میرحسین موسوی بعدازظهر دیروز با حضور در منزل مهندس حمزه غالبی، رییس کمیته جوانان و دانشجویان ستاد ایشان، که روز گذشته پس از 70 روز حبس از زندان اوین آزاد شد، از وی دلجویی کرد.


در این دیدار که همزمان با حضور جمعی از فعالان ستادهای انتخاباتی، خانواده برخی زندانیان سیاسی و همچنین دوستان حمزه که برای دیدار با وی به منزلش آمده بودند برگزار شد، مهندس موسوی دوستی و آشنایی با افراد پاک، مومن و صادقی همچون مهندس غالبی را افتخارآمیز خواند و ابراز امیدواری کرد که دیگر یاران در بند نهضت سبز نیز در روزهای آینده آزاد شوند. جمع حاضر نیز که از حضور مهندس موسوی غافلگیر شده بودند، با صلوات‌های مکرر از وی استقبال و ابراز احساسات کردند.

گفتنی است حمزه غالبی که در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم مسئولیت کمیته جوانان و دانشجویان ستاد مهندس میرحسین موسوی را برعهده داشت و چند روز پس از برگزاری راهپیمایی میلیونی 25خرداد همراه چند تن دیگر از اعضای جوانان ستاد مهندس موسوی بازداشت شد. وی 64 روز از دوران بازداشت خود را در سلول انفرادی گذراند و در حالی که حکم آزادی وی به قید وثیقه صادر شده بود، پس از ممانعت از آزادی و در شرایطی که هیچ اتهامی علیه وی در کیفرخواست صادره از سوی دادستان تهران وجود نداشت، به چهارمین جلسه بیدادگاه اصلاح‌طلبان آورده شد.

عصر دیروز و در دیدار با مهندس موسوی، حمزه غالبی از فشارهای موجود در بند 2-الف زندان اوین و فضای غیر واقعی خبری که برای وی ایجاد کرده بودند، سخن گفت.

وی همچنین به روحیه خوب آقایان تاج زاده، عرب‌سرخی و جلایی‌پور در دادگاه نمایشی چهارم اشاره کرد و از شوخی‌های تاج زاده در فضای سنگین این دادگاه خبر داد.


http://www.mowjcamp.25u.com/files/file/25714http://www.mowjcamp.25u.com/files/file/25716http://www.mowjcamp.25u.com/files/file/25718

نوشته شده توسط مدیریت در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 ساعت 0:52 | لینک ثابت |

اعتراف سایت توکلی: موسوی دوبرابر احمدی‌نژاد در دانشگاه‌ها رای داشت
 
 
هرچند روز گذشته احمدی‌نژاد به گفته احمد توکلی دست به تحریف و دادن نسبت ناروا به رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس کرد، اما این نماینده تهران همانگونه که امروز در مجلس به این اقدام رئیس دولت اعتراض کرد در سایت خود نیز موارد مهمی را در خصوص نقش احمدی‌نژاد در حوادث بعد از انتخابات و محبوبیت میرحسین موسوی در دانشگاه‌ها را بیان کرد. «الف» نوشت: درباره پاسخ آقای رییس جمهور به اظهارات نماینده مردم تهران در مجلس، تذکر چند نکته ضروری است: 1. نظر سنجی‌های معتبر در ایام تبلیغات انتخابات دهم ریاست جمهوری نشان می‌داد آقای موسوی از اوایل خردادماه در تهران از آقای احمدی‌نژاد پیشی گرفت و این برتری را تا 22 خرداد در پایتخت حفظ کرد و در دانشگاه‌ها نیز آقای موسوی تقریباً حدود 2 برابر آقای احمدی‌نژاد رای دارد. در واقع همان نظر سنجی‌هایی که از برتری آقای احمدی‌نژاد «در کل کشور» حکایت می‌کرد، برتری آقای موسوی را در«تهران» و برتری محسوس ایشان را در «دانشگاه‌ها» نشان می‌داد. در حال حاضر و با گذشت نزدیک به سه‌ماه از ایام انتخابات، بسیاری از رای دهندگان به آقای موسوی درباره سلامت انتخابات قانع نشده‌اند و با تعلل سوال برانگیز رسانه ملی در پاسخگویی به شبهه‌ها از یک سو و جنگ روانی بی‌سابقه رسانه‌ها ضد انقلاب از سوی دیگر، تهمت سنگین تقلب به تدریج برای سنجش از طرفداران آقای موسوی باور شده است. 2. برخورد آقای احمدی‌نژاد با طرفداران نامزد رقیب که در تهران و بخصوص محافل دانشگاهی اکثریت هستند، معمولاً توام با نادیده‌ انگاری و کوچک شماری بوده است. تردیدی نیست که این نوع برخورد رییس جمهور محترم در سخنرانی احساسی 24 خرداد در میدان ولی‌عصر در تحریک هواداران نامزدهای مخالف‌ به اردوکشی خیابانی و نمایش کثرت در راهپیمایی انبوه 25 خرداد موثر بوده است. حال با توجه به تلاش عوامل ضد انقلاب به تحریک دانشجویان و ایجاد بلوا و آشوب و حرکت‌های رادیکال در دانشگاه‌ها، تداوم نادیده‌انگاری و کوچک شماری مخالفان و منتقدان دانشگاهی از سوی رییس جمهور منطقی و موجه نیست. 3. طرفداران نامزدهای مغلوب در انتخابات 22 خرداد هر چند اغلب عصبانی هستند و طی 3 ماه در بمباران شدید تبلیغات مسموم، شانتاژ و انواع ابزارهای جنگ روانی برای باورپذیر کردن تقلب در انتخابات بوده‌اند، اما اغلب افرادی منطقی و اهل استدلال هستند. با این دسته از شهروندان، به ویژه در محافل و محیط‌های دانشگاهی باید با تدبیر، منطق و از روش «اقناع» عمل کرد نه «قلدری» و «گردن کلفتی». بسیاری از طرفداران نامزدهای مغلوب به ویژه در محیط‌های دانشجویی چنانچه به مناظره و استدلال و مقایسه شواهد و ادله دعوت شوند، تایید خواهند کرد که برای اثبات ادعای تقلب در انتخابات، هیچ دلیل قانع کننده‌ای وجود ندارد. نادیده‌انگاری و کوچک شماری طرفداران نامزد مغلوب آن هم در محیط‌های دانشجویی، آنها را به سمت اوباش و طرحان حرکت های خشن و رادیکال سوق می‌دهد. اتفاق شومی که با بی‌تدبیری‌های بعد از انتخابات شکل گرفت و متاسفانه علایمی از اصلاح این روند خطرناک و ناصواب، به ویژه در رفتار و گفتار رییس جمهور محترم دیده نمی‌شود.
 
 
نوشته شده توسط مدیریت در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 ساعت 0:29 | لینک ثابت |

واکنش نمایندگان مجلس به وزرای پیشنهادی دولت دهم
 
 
دو روز پس از معرفی کابینه دهم به مجلس انتقادات به وزرای پیشنهادی همچنان ادامه دارد و  تعدادی از  نمایندگان اصولگرای مجلس  می گویند: برخی از  افراد معرفی شده تجربه و شایستگی لازم برای حضور در کابینه را ندارند.

محمود احمد نژاد روز چهارشنبه فهرست ۲۱ وزیر کابینه دهم را به مجلس شورای اسلامی معرفی کرد و قرار است مجلس هشتم شهریورماه برای رای اعتماد به کابینه تشکیل جلسه دهد. در این فهرست سه زن حضور دارند و چهارده تن از وزرای پیشنهادی چهره های جدیدی هستند.

احمد توکلی و محمدرضا باهنر، دو نماینده اصولگرای روز پنجشنه انتقاداتی درباره وزرای پیشنهای برای کابینه دهم مطرح کرده بودند این در حالی است که روز جمعه تعداد دیگری از نمایندگان در این خصوص موضع گیری کردند.

علیرضا زاکانی، یکی از نمایندگان اصول گرای مجلس، در واکنش به معرفی کابینه دهم می گوید: باتوجه به اظهارات محمود احمدی نژاد انتظار می رفت وزرای معرفی شده قویتر از کابینه نهم باشند، این در حالی است که برخی از وزاری معرفی شده «از وزرای قبلی ضعیف تر هستند».

در همین زمینه، علی مطهری، یکی دیگراز نمایندگان اصولگرای مجلس، در تندترین حمله محمود احمدی نژاد را متهم کرد که برای وزارت خانه های حساس افراد «مطیعی» را معرفی کرده است.

آقای مطهری روز جمعه گفت: محمود احمدی نژاد « می خواهد در وزارت خانه های حساس مانند اطلاعات ، کشور ، ارشاد ، نفت و خارجه خود حاکم و فرمانروا باشد ، لذا افرادی را برای این وزارتخانه ها معرفی کرده است که مهمترین شاخصه آنها مطیع بودن است».

آقای مطهری تاکید کرده است« این امر به صلاح کشور نیست»

در فهرست کابینه دهم حیدر مصلحی برای وزارت اطلاعات، مصطفی محمد نجار برای وزارت کشور، مسعود میرکاظمی برای وزارت نفت و منوچهر متکی برای وزارت امور خارجه معرفی شده اند.

به گزارش خبرگزاری مهر، علی مطهری همچنین در زمینه معرفی سه زن در کابینه دهم گفته است:« حدس من این است که پیشنهاد تعداد قابل توجه وزیر زن در این دوره ، توصیه رحیم مشایی است.»

سوسن کشاورز، فاطمه آجرلو و مرضیه وحید دستجری، به عنوان وزرای آموزش و پرورش، رفاه و بهداشت و آموزش پزشکی معرفی شده اند.

علی مطهری گفته است: این کابینه پیشنهادی در مجموع یک کابینه ضعیف است و متناسب با توانایی های کشور نیست .

حمیدرضا کاتوزیان، رییس کمیسیون انرژی مجلس، نیز با اشاره به انتخاب مسعود میر کاظمی، وزیر بازرگانی در دولت نهم، به عنوان وزیر نفت بدون سابقه نفتی گفته است: افراد « باید در وزارتخانه هایی که مرتبط با رشته تحصیلی وتجربیاتشان است به کار گرفته شوند نه در وزارت نفت که همخوانی با سوابق وتحصیلاتشان ندارد».

در همین زمینه، علی اکبر ابوترابی، نایب‌رئیس مجلس، در یک برنامه تلویزیونی از رویکرد محمود احمدی نژاد در انتخاب وزرا انتقاد کرده است.

آقای ابوترابی گفته است: محمود احمدی نژاد چهار وزیری را که ‌به هنگام ترمیم کابینه وارد دولت نهم کرد، در فهرست تازه کنار گذاشته است، «این نشان می دهد که انتخاب آنها از ابتدا هم نادرست ‌بود.»

مصطفی ذوالقدر، نماینده بندرعباس، نیز از تهیه نامه ای به محمود احمدی نژاد توسط علی اکبر ابوترابی خبر داده است.

آقای ذوالقدر در این زمینه گفته است: نایب رئیس مجلس در حال تنظیم نامه ای به محمود احمدی نژاد است ‌تا درخصوص وزرای پیشنهادی تعامل بهتری بین دولت و مجلس صورت بگیرد و در جلسه بعدی قرار ‌است تا نمایندگان موافق این نامه را امضا کنند.
نوشته شده توسط مدیریت در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 ساعت 0:28 | لینک ثابت |

واکنش نمایندگان مجلس به وزرای پیشنهادی دولت دهم
 
دو روز پس از معرفی کابینه دهم به مجلس انتقادات به وزرای پیشنهادی همچنان ادامه دارد و  تعدادی از  نمایندگان اصولگرای مجلس  می گویند: برخی از  افراد معرفی شده تجربه و شایستگی لازم برای حضور در کابینه را ندارند.

محمود احمد نژاد روز چهارشنبه فهرست ۲۱ وزیر کابینه دهم را به مجلس شورای اسلامی معرفی کرد و قرار است مجلس هشتم شهریورماه برای رای اعتماد به کابینه تشکیل جلسه دهد. در این فهرست سه زن حضور دارند و چهارده تن از وزرای پیشنهادی چهره های جدیدی هستند.

احمد توکلی و محمدرضا باهنر، دو نماینده اصولگرای روز پنجشنه انتقاداتی درباره وزرای پیشنهای برای کابینه دهم مطرح کرده بودند این در حالی است که روز جمعه تعداد دیگری از نمایندگان در این خصوص موضع گیری کردند.

علیرضا زاکانی، یکی از نمایندگان اصول گرای مجلس، در واکنش به معرفی کابینه دهم می گوید: باتوجه به اظهارات محمود احمدی نژاد انتظار می رفت وزرای معرفی شده قویتر از کابینه نهم باشند، این در حالی است که برخی از وزاری معرفی شده «از وزرای قبلی ضعیف تر هستند».

در همین زمینه، علی مطهری، یکی دیگراز نمایندگان اصولگرای مجلس، در تندترین حمله محمود احمدی نژاد را متهم کرد که برای وزارت خانه های حساس افراد «مطیعی» را معرفی کرده است.

آقای مطهری روز جمعه گفت: محمود احمدی نژاد « می خواهد در وزارت خانه های حساس مانند اطلاعات ، کشور ، ارشاد ، نفت و خارجه خود حاکم و فرمانروا باشد ، لذا افرادی را برای این وزارتخانه ها معرفی کرده است که مهمترین شاخصه آنها مطیع بودن است».

آقای مطهری تاکید کرده است« این امر به صلاح کشور نیست»

در فهرست کابینه دهم حیدر مصلحی برای وزارت اطلاعات، مصطفی محمد نجار برای وزارت کشور، مسعود میرکاظمی برای وزارت نفت و منوچهر متکی برای وزارت امور خارجه معرفی شده اند.

به گزارش خبرگزاری مهر، علی مطهری همچنین در زمینه معرفی سه زن در کابینه دهم گفته است:« حدس من این است که پیشنهاد تعداد قابل توجه وزیر زن در این دوره ، توصیه رحیم مشایی است.»

سوسن کشاورز، فاطمه آجرلو و مرضیه وحید دستجری، به عنوان وزرای آموزش و پرورش، رفاه و بهداشت و آموزش پزشکی معرفی شده اند.

علی مطهری گفته است: این کابینه پیشنهادی در مجموع یک کابینه ضعیف است و متناسب با توانایی های کشور نیست .

حمیدرضا کاتوزیان، رییس کمیسیون انرژی مجلس، نیز با اشاره به انتخاب مسعود میر کاظمی، وزیر بازرگانی در دولت نهم، به عنوان وزیر نفت بدون سابقه نفتی گفته است: افراد « باید در وزارتخانه هایی که مرتبط با رشته تحصیلی وتجربیاتشان است به کار گرفته شوند نه در وزارت نفت که همخوانی با سوابق وتحصیلاتشان ندارد».

در همین زمینه، علی اکبر ابوترابی، نایب‌رئیس مجلس، در یک برنامه تلویزیونی از رویکرد محمود احمدی نژاد در انتخاب وزرا انتقاد کرده است.

آقای ابوترابی گفته است: محمود احمدی نژاد چهار وزیری را که ‌به هنگام ترمیم کابینه وارد دولت نهم کرد، در فهرست تازه کنار گذاشته است، «این نشان می دهد که انتخاب آنها از ابتدا هم نادرست ‌بود.»

مصطفی ذوالقدر، نماینده بندرعباس، نیز از تهیه نامه ای به محمود احمدی نژاد توسط علی اکبر ابوترابی خبر داده است.

آقای ذوالقدر در این زمینه گفته است: نایب رئیس مجلس در حال تنظیم نامه ای به محمود احمدی نژاد است ‌تا درخصوص وزرای پیشنهادی تعامل بهتری بین دولت و مجلس صورت بگیرد و در جلسه بعدی قرار ‌است تا نمایندگان موافق این نامه را امضا کنند
نوشته شده توسط مدیریت در شنبه سی و یکم مرداد 1388 ساعت 17:59 | لینک ثابت |

عکس های دلخراش و تاسف بار از سقوط هواپیمای آموزشی در کرج
 
http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/717/2148161-b.jpghttp://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/717/2148157-b.jpg
نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 13:37 | لینک ثابت |

اگر اطاعت از رئیس جمهور اطاعت از خداست چرا آقای مصباح با خاتمی مقابله کرد ؟
 
روزنامه جمهوری اسلامی به نقد سخنان اخیر آیت الله مصباح یزدی پرداخت.

این روزنامه نوشت:

اگر نظریه نقل شده از جناب آقای مصباح یزدی را بپذیریم و اطاعت از رئیس جمهور را همچون اطاعت از خدا واجب بدانیم قبل از هر چیز باید این واقعیت را خود جناب آقای مصباح یزدی بپذیرند که در دوران 8 ساله ریاست جمهوری آقای سیدمحمد خاتمی که حکم ولی فقیه را دریافت کرده بود مرتکب گناهان زیادی شده اند. زیرا ایشان در آن دوران از پیشتازان مخالفت آشکار با رئیس جمهور بودند و نه تنها عدم اطاعت از وی را بلکه حتی ایستادن در مقابل رئیس جمهور وقت را ترویج می کردند و لازم می دانستند و زمینه را نیز برای این امر فراهم می کردند.

جمهوری اسلامی افزود:

در چهار سال گذشته یعنی دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد هم نظریه جناب آقای مصباح با همین عارضه مواجه می شود زیرا در آن چهار سال نیز موارد زیادی از اظهارنظرها تصمیم ها عزل و نصب ها و دستورالعمل های رئیس جمهور برخلاف نظر رهبری قانون و حتی خود جناب آقای مصباح بوده بطوری که در پاره ای موارد با صراحت نظر مخالف خود را اعلام کردند. بنا بر نظریه خدامقامی رئیس جمهور که اکنون با صراحت از جناب آقای مصباح یزدی نقل شده ایشان باید بپذیرند که حتی در همین چهار سال گذشته نیز در مواردی از اطاعت خدا سر باز زده اند و مرتکب حرام شده اند.

این روزنامه همچنین با اشاره به دوران اولین رئیس جمهور کشورمان نوشته است:

مهمتر از همه تصویب عدم کفایت خود رئیس جمهور در اولین دوره ریاست جمهوری است . بنی صدر که حکم ولی فقیه زمان خود یعنی امام خمینی رضوان الله تعالی علیه را دریافت کرده بود توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی مشمول عدم کفایت سیاسی شد و خود امام خمینی نیز این نظر مجلس را تایید کردند و بنی صدر از ریاست جمهوری اسلامی ایران خلع شد. اگر قرار بود به نظریه جناب آقای مصباح یزدی عمل شود نمایندگان مجلس حق مخالفت با بنی صدر را نداشتند و اصولا نمی توانستند وارد مبحث عدم کفایت سیاسی او شوند و او همان روند دیکتاتوری را که در پیش گرفته بود ادامه می داد و نظام جمهوری اسلامی قربانی نظریه خدامقامی رئیس جمهور می شد.

نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 10:57 | لینک ثابت |

شباهت های سانوشته شده در شنبه 1388/05/24ساعت 12:28 توسط سید| نظر بدهيد |ل 57 و 88 به روایت تصویر

 
نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 10:54 | لینک ثابت |


 
 
از همان ابتدای پیش آمدن قضیه معاون اولی مشایی ، کاملا واضح بود این حرکت یک طرح از پیش تعیین شده از طرف کودتاچیان می باشد .
نکته بسیار مهم در کل جریانات اخیر ، عدم پیش بینی درست نیروهای اطلاعاتی و امنیتی نظام از واکنش مردم نسبت به تقلب در انتخابات بود ، که همین امر سلسله تصمیم های نادرست آن ها را در روزهای بعد از انتخابات رقم زد .
یکی از مهمترین این اشتباهات وارد شدن مستقیم خامنه ای به این قائله بود که در نمازجمعه بعد انتخابات رقم خورد ، اشتباهی که منجر به روشن شدن بیش از پیش اصل قضیه کودتا برای مردم شد و این قضیه به خوبی در تغییر هوشمندانه تم شعارهای خیابانی از شعارهای ضد احمدی نژاد به شعارهای ضد خامنه ای و کلیت نظام مشاهده گردید .
نظام که گمان می کرد صحبت های حکیمانه! خامنه ای فصل الخطاب قرار خواهد گرفت ، اصلا تصور وقایع روزهای بعد را نداشت و ضربه محکم دیگری در اثر اشتباه خودشان بر پیکره نظام وارد گردید و در تمام اتفاقات روزهای بعد این خامنه ای و کلیت نظام ولایت فقیه بود که محور شعارها ، گفتگوها و حتی فتواهای بعضی مراجع قرار گرفت .
دوباره نیروها و مشاوران اطلاعاتی-امنیتی برای پوشاندن گند زده شده دست به کار می شوند ، چه باید کرد ؟ باید فضایی ایجاد شود تا کم کم جایگاه از دست رفته رهبری به حالت عادی برگردد ، باید به صورت ظاهری موضوعی محل اختلاف رهبری و احمدی نژاد قرار گیرد تا مردم بین خامنه ای و احمدی نژاد تفاوت ببینند و پس از مدتی دعواهای زرگری ، با حکم ولایی خامنه ای و سر سپردن کوچک و بزرگ به این حکم ، جایگاه رهبری به عنوان فصل الخطاب تمام موضوعات تقویت شود .
این ایده شاید اگر خوب اجرا می شد می توانست در طولانی مدت کمی اثربخش باشد ( مانند قضیه 18 تیر 87 ) اما با توجه به حماقت نیروهای امنیتی به احمقانه ترین روش ممکن اجرا گردید .

ببینیم ایده بعدی آقایان چه خواهد بود .
 
نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 10:53 | لینک ثابت |

نمونه هایی از خش و خاشاک
 

http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/692/2075469-b.jpg


nanejoon.jpg




http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/692/2075466-b.jpg


http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/692/2075475-b.jpg


http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/692/2075476-b.jpg


http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/692/2075498-b.jpg
نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 10:51 | لینک ثابت |


 

396281678.jpg


سید سراج‌الدین میردامادی، از روزنامه‌نگاران ایرانی خارج از کشور، در وبلاگ خود یادداشتی را منتشر کرده که نویسنده‌ی آن سردار حسین علایی، از فرماندهان سابق جنگ و از مشاوران سید محمد خاتمی در زمان ریاست‌جمهوری وی است. در این وبلاگ توضیح داده شده که این یادداشت برای انتشار به روزنامه‌های داخلی داده شده، اما مطبوعات از انتشار آن امتناع ورزیده‌اند. متن کامل یادداشت علایی درباره‌ی محسن روح‌الامینی، شهید جنبش سبز، را در ادامه می‌خوانید.


بسم الله الرحمن الرحیم


بعد از ظهر روز پنجشنبه اول مردادماه سال ۱۳۸۸ که مصادف شد با بازگشایی دوباره پیامک‌ها، پیامی به من رسید مبنی بر این‌که فرزند ۲۵ ساله دوست عزیزم، آقای دکتر عبدالحسین روح‌الامینی که در اعتراضات روز ۱۸ تیرماه سال جاری دستگیر و زندانی شده بود، در زندان کشته شده و فردا تشییع جنازه وی برگزار خواهد شد.


بسیار متعجب شدم. زیرا آقای روح‌الامینی را که از سالیان دراز می‌شناسم، فردی انقلابی، مؤمن و متعهد و همیشه در خدمت نظام جمهوری اسلامی بوده است. او از کسانی است که برای سرنگونی رژیم طاغوت تلاش زیادی کرده است.


تعجب من بیشتر از آن جهت بود که چگونه ممکن است جوانی آن هم از خانواده‌ای شناخته شده، در جمهوری اسلامی دستگیر و سپس پس از دو هفته جنازه او تحویل خانواده‌اش گردد!


صبح جمعه دوم مرداد ۱۳۸۸ به منظور شرکت در مراسم تشییع جنازه وی به درب منزل ایشان واقع در خیابان نصرت، کوچه بهشت رفتم. دیدم همه افرادی که در این مراسم حضور دارند، انسان‌های مؤمن و اکثر آن‌ها از فداکاران نظام اسلامی در دوران دفاع مقدس و پس از آن بوده‌اند. افرادی که هم‌اکنون مسؤلیت‌های مهمی در کشور دارند نیز مانند آقایان احمد توکلی و حسین فدایی از نمایندگان مجلس، محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، شهاب‌الدین صدر رییس سازمان نظام پزشکی، حسین محمدی از دفتر رهبری، رجبی معمار رییس شبکه پنج سیما، علی عسگری معاون فنی صدا و سیما و نیز برخی از سرداران دوران دفاع مقدس در مراسم تشییع و خاکسپاری حضور داشتند.


به آقای روح‌الامینی تسلیت گفتم و در اتوبوس به همراه وی عازم بهشت زهرا شدم. در مسیر راه، او ماجرای اتفاق افتاده برای فرزندش را این گونه برایم تشریح کرد:


بر اساس اطلاعات دریافتی این دو روزه، محسن را در روز پنجشنبه ۱۸ تیرماه، افراد لباس‌شخصی دستگیر و او را به همراه جمعی دیگر از جوانان دستگیرشده، به ساختمان نیروی انتظامی تهران بزرگ واقع در خیابان کارگر در نزدیک میدان انقلاب برده و صبح روز جمعه ۱۹ تیرماه آن‌ها را با تعدادی اتوبوس به دو مقصد زندان اوین و اردوگاه کهریزک منتقل می‌نمایند.


سپس این آیه قرآن را قرائت کرد: و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله و کان الله غفوراً رحیما (سوره نساء - آیه ۱۰۰)


و ادامه داد: من از روز دستگیری وی، به هر کجا که مراجعه کردم، پاسخی به من ندادند. نیروی انتظامی، سپاه، وزارت اطلاعات و قوه قضاییه هر کدام از خود سلب مسؤلیت می‌کردند. دو هفته را این گونه سپری کردم. به هر کجا سر می‌زدم، با دیوار بلندی از ناامیدی روبه‌رو می‌شدم.


تا این‌که دلالی پیدا شد و گفت اگر چهار میلیون تومان به من بپردازید، ترتیب ملاقات شما را با فرزندتان می‌دهم. در روز مبعث در حسینیه امام خمینی (ره) و در دیدار مسؤولین کشور با رهبری، این موضوع را با وزیر اطلاعات که در ملاقات حضور داشت، مطرح کردم تا در مورد آن فرد دلال تحقیق کنند. شماره‌های خود را نیر به وزیر اطلاعات دادم تا اگر نیاز به اطلاعات بیشتری داشت، بتواند با من تماس بگیرد.


از وزیر اطلاعات خبری نشد تا آن‌که دو روز بعد یعنی چهارشنبه بعد از ظهر، فردی به دفتر کار من زنگ زد و به من گفت شما که از مسؤولین هستید و دارای پاسپورت سبز نیز می‌باشید، چرا سراغ پسرتان را نمی‌گیرید. گفتم من دو هفته است که به دنبال اویم و هیچ کس از وی خبری نمی‌دهد.


او به من گفت به شما تسلیت عرض می‌کنم. من فکر کردم که می‌خواهد بلوف بزند و مرا بترساند. بعد دیدم که نشانی محلی را که باید به دنبال او بروم، می‌دهد. راه افتادم و به پزشکی قانونی رفتم.


مشخص شد که فرزندم را وقتی که گرفته‌اند، مورد ضرب و شتم شدید قرار داده و او را مجروح کرده‌اند. جنازه‌اش را که دیدم، متوجه شدم که دهانش را خرد کرده‌اند.


فرزندم انسان صادقی بود. دروغ نمی‌گفت. مطمئنم هر چه از او سؤال کرده‌اند، درست پاسخ داده است. آن‌ها احتمالاً نتوانسته‌اند صداقت او را تحمل کنند و وی را به شدت کتک زده و زیر شکنجه کشته‌اند.


با عنایت مسؤولین، پرونده پزشکی او را مطالعه کردم. محل فوت او را لاک گرفته بودند. مشخص شد که بعد از مجروح شدن، به او نرسیده‌اند تا خون او عفونی شده و دچار تب شدید بالای ۴۰ درجه گردیده و از شدت تب، دچار بیماری مننژیت شده است.


او را ساعت سه و نیم بعد از ظهر چهارشنبه به عنوان فرد مجهول‌الهویه به بیمارستان شهدای تجریش منتقل و صبح روز پنجشنبه جسد او را به سردخانه تحویل می‌دهند. آن‌ها پس از یک هفته ما را در جریان قتل فرزندم قرار دادند. برای تحویل جسد، از ما تعهد گرفتند که شکایتی از کسی نداریم.


ابتدا اجازه تشییع جنازه در جلوی منزل نمی‌دادند و بهانه می‌آوردند که خانه شما، نزدیک دانشگاه تهران و محل برگزاری نماز جمعه است و ممکن است مردم به آن بپیوندند و مشکلاتی ایجاد شود. من گفتم که وقت برگزاری نماز جمعه هنگام ظهر است و ما صبح او را تشییع خواهیم کرد و وقت زیادی نخواهد گرفت و با نماز جمعه تداخل ندارد.


بالاخره با تعهد من و آقای ضرغامی رییس سازمان صدا و سیما که افراد زیادی مطلع نخواهند شد و افرادی هم که خواهند آمد همه طرفداران نظام هستند، با این شرط که تشییع در جلوی منزل زیاد طول نکشد و بجز لا اله الا الله شعار دیگری داده نشود، اجازه دادند تا مراسم تشییع برگزار شود.


مادرش از لحظه اول اطلاع از مرگ فرزند، فقط می‌گفت: محسن من که رفت، به فکر محسن‌های مردم باشید.


آقای روح‌الامینی که به هنگام خاکسپاری فرزندش، چفیه بسیجی را هم‌چنان بر گردن داشت، آن را به من نشان داد و گفت: امروز این چفیه را بر گردن چه کسانی انداخته‌اند. کسانی که کار آن‌ها دستگیری و احیاناً کشتن مردم شده است. آیا ما از جمهوری اسلامی این وضع را می‌خواستیم؟


من رفیق شهید دقایقی هستم. هیچ گاه لبخند او را از یاد نمی‌برم. او با لبخند خود از اسرای بعثی عراقی و از فرماندهان جنایتکار آن‌ها و نیز از فراریان از رژیم بعثی، مجاهدانی را ساخت که لشکر بدر را به وجود آوردند و باعث آزادی عراق از دست صدام حسین شدند.


به یاد دارم که در سال‌های اولیه پیروزی انقلاب وقتی که احسان طبری تئوریسین حزب توده به زندان افتاد، پس از مدتی او اندیشه مارکسیسم را نقد کرد؛ زیرا با محبت با او رفتار شد. ولی اکنون بسیج را به جایی رسانده‌اند که جوان سالم حزب‌اللهی را دستگیر می‌کنند و جنازه او را تحویل خانواده‌اش می‌دهند. آن هم تعهد می‌گیرند که کفن و دفن به گونه‌ای باشد که اتفاقی نیفتد. آیا نظام آن قدر ضعیف شده است که از یک تشییع جنازه ساده می‌ترسد؟


دیشب آقای لنکرانی وزیر بهداشت برای تسلیت به منزل ما آمده بود، می‌گفت: به خاطر مبارزه با بیماری‌های عفونی و مننژیت در زندان‌ها، ظرف این چند روز، بیش از دو هزار آمپول پنی‌سیلین بسیار قوی و آمپول‌های ضد مننژیت به زندان‌های تهران فرستاده‌ایم. با گفتن این جمله، نگران وضعیت سلامت سایر زندانیان سیاسی شدم.


او می‌گفت: در نظر دارم یک گروه NGO تشکیل دهم تا بتواند از حقوق اولیه زندانیان، دفاع نماید. برای مثال وقتی کسی را می‌گیرند، حداقل به خانواده او اطلاع دهند که دستگیر شده ودر زندان است تا خانواده‌‌ها از نگرانی تا حدودی بیرون بیایند؛ نه این که در بلاتکلیفی به سر ببرند. بتوانند برای زندانی خود وکیل بگیرند و از حقوق قانونی او دفاع نمایند. مطمئن باشند که در زندان سلامت بازداشت‌شدگان حفظ می‌شود و آن‌ها در خطر جانی قرار ندارند.


با شنیدن این سخنان به یاد این آیه قرآن افتادم: و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیه سلطانا (اسراء - ۳۳)


البته ایشان از لطف‌هایی که به وی شده بود نیز مطالبی را بیان کرد. او می‌گفت بعد از این‌که متوجه شدند که من در دولت نهم رییس انستیتو پاستور و مشاور وزیر بهداشت بوده و قبلاً نیز عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران بوده‌ام، هم اجازه دادند که به همراه یکی از دوستان پزشک پرونده پزشکی فرزندم را ببینم و هم پول قبر را از من نگرفتند و اجازه دادند که فرزندم را در قطعه ۲۲۲ که نزدیک به مزار شهدا واقع شده است دفن نمایم؛ تا مادرش که هر شب جمعه به زیارت شهدا به خصوص شهدای هفتم تیر می‌رفته است، بتواند با فاصله کمی بر سر قبر فرزندش حاضر شود.


آن‌ها یک قبر اضافه هم به ما مرحمت فرمودند و در یک قبر دوطبقه فرزندم را به خاک سپردیم. او به طنز برایم می‌گفت: یکی بخر دو تا ببر.


در پایان مراسم، او با قدرت روحی بسیار بر سر قبر فرزندش خطاب به حاضرین سخنانی را ایراد کرد و با تسلط بسیار بر خود، در انتها گفت: إنا لله و إنا إلیه راجعون.


حسین علایی
جمعه، دوم مردادماه
سال ۱۳۸۸

 

نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 10:49 | لینک ثابت |

ظلمت
 
 

كبوتری كه میگذری از سرزمین من

ای كبوتر برو

برو از این سرزمین

برو از این فصل برودت و ظلمت

چرا كه اینجا آشیان كلاغان و كركسان است

درخت و چمنزار محكوم به فناست

جنگل اسیر آتش بیداد است

دریا در این سرزمین مرداب است

اینك كه فصل فصل قناری نیست

اینك كه فصل فصل مصیبت و عزاست

چشمه از اشك دیده پر خون است

باران نیامده بر كشتزار میهن

میهن دلتنگ باران آزادیست

ولی باران سرب بسیار

درخت را بریدند و سبزی را ممنوع كردند

اما ما ایستاده ایم

چرا كه خفتگان برمیخیزند

و سینه سرد خیابان ها بستر خون میشود

و میرمد این دیو از آواز

رود میخروشد و درخت جوانه میزند

و آنگاه كه تلاقی فلز با تن میوه میدهد

و انگه كه سرب داغ به سینه شكوفه میرویاند

خونی نو در قلب تاریخ میدمد و ما پیروزیم

ای كبوتر صدای من را برسان

شعری از : آیدین فروغی

نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 10:38 | لینک ثابت |

سخنان جنجالي قاليباف در مورد احمدي نژاد و مشايي
 
 


سخنان جنجالي قاليباف در مورد احمدي نژاد و مشايي


http://www.fardanews.com/files/fa/news/1387/10/27/29269_712.jpg


http://www.4shared.com/file/120961056/55c2153/ghalibaf.html


نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 10:36 | لینک ثابت |


http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/696/2085655-b.jpg
میزان نیوز

همزمان با انتشار اخبار کشته شدن چند نفر از بازداشت شدگان معترض به نتیجه انتخابات در زندان ها و بازداشتگاه ها و واکنش های مختلف، چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور، میرحسین موسوی برخوردهای صورت گرفته با مردم معترض و بازداشت شدگان را "جنایت"نامید و تاکید کرد که "مردم از چنین جنایت‌هایی نخواهند گذشت."

میرحسین موسوی در اظهاراتش در دیدار با تشکل های معلمان و فرهنگیان کشور ضمن اشاره  به شعارهای ابتدای انقلاب ۵۷ با این مضمون که "دربهار آزادی جای شهدا خالی" شرایط امروز کشور را مورد انتقاد شدید قرار داد و پرسید: "مردم دنبال آزادی بودند، الان این آزادی کجاست."

کاندیدای اصلاح طلبان نتیجه انتخابات اخیر ریاست جمهوری را حاصل "ساختارشکنی و روی گرداندن برخی از مسولان نظام از قانون اساسی و آرمانها" دانست و افزود "لان  نظام هیچ چاره‌ای ندارد که به آنها (آرمان‌ها، ساختارها و قانون اساسی) بازگردد و به نظر من اگر برنگردد مردم آن را برخواهند گرداند و مردم خود از راهی که آمده‌اند باز نخواهند گشت."

میرحسین موسوی همچنین با اظهار خوشحالی از اعتراضات مردم گفت: "این اعتراض‌ها نشاندهنده سلامت ملت ماست؛ مردم ما راضی به جنایت نیستند؛ راضی به اینکه افراد جانی پیدا شوند و به خانه‌ها و ماشین‌های مردم حمله کنند، نیستند؛ این عدم رضایت نشاندهنده زنده بودن ملت ماست و کسانی که در مسوولیت هستند بدانند که اگر ملتی طاقت مخالفت با جنایت‌ها را دارد باید در کنار این ملت و مدافع آنها باشند."

کاندیدای معترض به نتیجه انتخابات همچنین دلیل برخوردهای نسنجیده با مردم معترض را غافگیری عده ای در نظام خواند و اظهار داشت: "آنها فکر نمی‌کردند که در مدت کوتاهی چنین موج عظیمی ایجاد شود برای همین غافلگیر شدند و طرح‌هایشان ناشیانه اجرا شد و خلل و فرج بسیار زیادی داشت. آنها قدرت مردم را به درستی تخمین نزدند و عمق جریان را به درستی درک نکردند. دلیل برانگیختگی و حضور مردم در خیابان‌ها را درک نکردند در نتیجه کشور و خودشان را با مشکل مواجه کردند."

میرحسین موسوی در این دیدار "شورش خیابانی خواندن حرکت‌های مردمی را ناشی از اشتباه جریان حاکم در درک حرکت مردم خواند" و گفت: "این‌طور نیست که چند ماه بگذرد و مردم همه چیز را فراموش کنند و همه چیز حل شود."

میرحسین موسوی در ادامه اظهاراتش در دیدار با معلمان و فرهنگیان با اشاره به کشته شدن معترضان به انتخابات در خیابان ها و زندان ها و اینکه "متهم می‌کنند که شما ساختارشکن هستید و از ساختارشکنی استفاده می‌کنید" متهم کنندگان را ساختارشکنانی خواند که به قانون اساسی جمهوری اسلامی پایبند نیستند.

کاندیدای اصلاح طلبان دردهمین انتخابات ریاست جمهوری گفت: "با بررسی جریانات یک نمونه از دستگیری‌ها از ابتدا تا انتهای آن می‌توانید ببینید چه کسانی ساختارشکن هستند. لزومی ندارد ما صدها جنایت و تیراندازی و لباس شخصی را ببینیم، فقط کافیست آقایان یک نمونه مثلا پرونده همین روح الامینی، اعرابی یا آقاسلطان را مورد بررسی قرار دهند، خواهند دید که تا چه اندازه ساختارشکنی در مجموعه نظام صورت گرفته است و این به آنچه ما از جمهوری اسلامی و نظام انتظار داشتیم، هیچ شباهتی ندارد."

میرحسین موسوی با بیان اینکه "ما چنین نظامی را نمی‌خواستیم"، عدم پاسخ گویی و پایبندی به قانون از سوی نهادهای نظامی و امنتی را مورد انتقاد قرار داده و گفت: "آیا ما نظامی را می‌خواستیم که افرادی شبانه بریزند و خانه‌های دانشجویان و مردم را ویران و ماشین‌های آنها را تخریب کنند؟ و بعد همه ارگان‌های موجود از وزارت اطلاعات تا بسیج بگویند این‌ها به ما ربطی ندارند؛ این‌ها از کجا آمده‌اند؟ آیا از کره مریخ آمده‌اند."

او سپس عدم پاسخگویی مسولان نظام درباره برخوردهای غیرقانونی صورت گرفته با مردم معترض راغیرقابل قبول خواند و گفت: "وقتی قتلی رخ می‌دهد، متهم هر کجا باشد آقایان آنقدر قوی هستند که ردش را بگیرند، آن‌وقت ده‌ها و صدها نفری که این جنایت‌ها را مرتکب شده‌اند را نمی‌توانند شناسایی کنند؟ چه کسی این را باور می‌کند؟ آیا این به معنای متهم کردن کل نظام به دروغگویی نیست."

موسوی در ادامه اظهاراتش همچنین ادامه قتل و دستگیری شهروندان معترض را فاجعه خواند و گفت: "به کسانی که چنین جنایاتی را مرتکب می‌شوند یادآور می‌شوم که مردم، آنهایی را که قبل از انقلاب مرتکب جنایت شدند به یاد داشتند و آنها را به سزای عملشان رساندند؛ مردم از چنین جنایت‌هایی نخواهند گذشت."

میرحسین موسوی در اظهاراتش همچنین با اشاره به قتل محسن روح الامینی در بازداشت و گزارش های منتشرشده از سوی قوه قضاییه در این باره نیز گفت: "آیا قوه قضاییه می‌تواند پرونده همین روح‌الامینی را بررسی کند، الان می‌گویند مریض شده و مننژیت گرفته است، قوه قضاییه بررسی کند ببیند دندان‌های وی به چه دلیل شکسته است؟ آیا زمین خورده است یا کارهای دیگری صورت گرفته است."

کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با تاکید براینکه "یقین دارم قوه قضاییه نمی‌تواند و حق ندارد به بسیاری از این زندان‌ها سر بزند و اطلاعات بگیرد" با ناجوانمردانه خواندن برخوردهای صورت گرفته با بازداشت شدگان اظهار داشت: "حداقل جوانمردی این است که اگر اینها را کشته‌اید، آنها اذیت شده‌اند و زجرکشیده‌اند، لااقل جنازه‌های آنها را بدهید و به خانواده‌های آنها برسید. آن دسته از افرادی که شناخته شده نیستد چه؟ آنهایی که شهرستانی هستند چه می‌شوند؟ اینها را برگردانید به خانواده‌هایشان. چرا اینقدر مردم را آزار می‌دهید؟ چرا مردم را عصبی می‌کنید؟ چرا مردم را تحقیر می‌کنید؟ مردم حق دارند از قبر فرزندان خود خبر داشته باشند."



نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 10:35 | لینک ثابت |

دیدار محمد خاتمی با خانواده‌های سهراب، اشکان، کیانوش و مسعود
 
 
به گزارش موج سبز: 

سید محمد خاتمی عصر روز پنجشنبه با خانواده‌های سهراب اعرابی، اشکان سهرابی، کیانوش آسا و مسعود هاشم زاده که عزیزان خود را در حوادث بعد از انتخابات از دست داده بودند، دیدار کرد.


khatmishohada3khatmishohada4khatmishohada5
khatmishohada1khatmishohada2khatmishohada


نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 10:32 | لینک ثابت |

به خدا نمیدونم چی بگم.....
نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 10:31 | لینک ثابت |


 

http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/704/2110804-b.jpg


                        امضا کنید :   http://freeabtahi.com


 

این هم کلیپ گفتگوی شبکه بی بی سی با دختر آقای ابطحی



http://www.4shared.com/file/122239629/2e2390c2/video_2_.html



نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 10:29 | لینک ثابت |

خودتان قضاوت کنید : تازه ترین مقاله فاطمه رجبی
 
 

هاشمی کشور را به آتش کشید/ حسن خمینی هیچ جایگاهی ندارد/ ناطق قابل اعتماد نیست

سیاست > چهره ها  - فاطمه رجبی در تازه‌ترین مقاله خود علاوه بر چهره‌هایی که معمولا به آنهاحمله می‌کند، سیدحسن خمینی را نیز فاقد هرگونه جایگاه در جامعه دانست.

به گزارش انصارنیوز و رجانیوز در این مقاله آمده است:

هاشمی رفسنجانی نامی است که تک‌تک افراد این سرزمین وی را در رأس لیست مردودین می‌شناسند. او کسی است که 30‌سال در قدرت و ثروت بوده و از 4سال پیش که ثروت خانوادگی‌اش به خطر افتاده، کیان نظام را نشانه رفته است، وی با گفتار و رفتار فردی، و فضاحت خانوادگی در رأس مردودینی است که دستگیری و مجازاتش برای اجرای عدالت ضرورتی قطعی است. هاشمی با به آتش‌کشیدن کشور، در راس فتنه‌ای قرار دارد که کودتای لجنی موسوی را به اجرا درآورد.

مگر نه آن که او با نگاشتن یک ننگین‌نامه پیش از انتخابات تهدید به براندازی کرد؟ و مگر نه آن که فائزه مشهورش با فاطمه و مهدی و یاسرش سرکردگی اوباش و اراذل کودتاگر را عهده‌دار شدند، و مگر نه آنکه عروسش، همسر مهدی در ادامه رفتارهای کودتاچی دستگیر شد و مگر نه آن که همسرش فراخوان به شورش خیابانی نمود، آن هم روز انتخابات و مگر نه آن که این خاندان رذیلت‌سالاری را در فرهنگ هاشمیسم، حاکمیت داده و ترویج کرده‌اند و امروز با مشاهده خطر جدی برای آن، از پیر فرتوت گرفته تا نواده‌ها سردسته اشرار گردیده‌اند.

محمد خاتمی و میرحسین موسوی مردودین دیگر هستند که در مثلث هاشمی‌خاتمی‌موسوی عوامل مستقیم و اصلی جنایات کودتای لجنی به شمار می‌روند. دستگیری این افراد و سپس محاکمه آنها قطعیتی است که کمتر از آن، هم زیان جبران‌ناپذیر برای نظام اسلامی دارد و هم ملت را در این مطالبه به حق ناخرسند خواهد کرد.

چه کسی پاسخ خون ده‌ها بسیجی و مدافع نظام را به دست «پادشاهی‌خواهان» به خیابان‌آمده با اطلاعیه‌های موسوی و خاتمی و سرکردگی فرزندان هاشمی رفسنجامی خواهد داد.

از مردودین دیگر نیز حسن روحانی و مهدی کروبی هستند که دومی خود را در انتخابات دهم با مناظره‌ها و رای بسیار بالایی که از مردم گرفت به قضاوت ملت گذارد و دست و پا زدن امروزش ارزشی برای تحلیل ندارد.

حسن روحانی مسوول اصلی تعطیلی ذلت‌بار هسته‌ای مردودی است که باید به همین جرم محاکمه می‌شد، علاوه بر این که رفتار و گفتار چهارساله اش علیه مصالح نظام و شاهکاری چون حسین موسویان، پرونده او را قطورتر کرده است.

 برای شناخت هر چه بیشتر مردودین می‌توان نام غائبان در مراسم تفیذ رئیس‌جمهور را مرور کرد. هر چند برخی حاضران خودبزرگ‌بین که با اطلاعیه‌های پی در پی اما بی‌مخاطب در صدد زنده‌نگهداشتن خود در عرصه سیاسی هستند و نامشان در تلویزیون‌های بیگانه مایه امیدواری آنهاست، جزو مردودین می‌باشند.

 هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، موسوی، کروبی، حسن روحانی، ناطق نوری و سیدحسن خمینی غائبین مراسم تنفیذ بودند که البته قداست آن مجلس نیز نباید با حضور آنها «آلوده» می‌شد.

در مورد ناطق‌نوری که همراهی‌اش با اصلاح‌طلبان دیروز و کودتاچی‌های لجنی امروز، پرونده او را در پیشگاه ملت مفتوح نگه داشته، این سؤال مطرح می‌شود، حضور او در پست ریاست بازرسی دفتر رهبری از این به بعد تا چه میزان مورد اطمینان است و آیا اصولا می‌توان این «مردود غایب» را برای چنین مسوولیت و مأموریتی معتمد یافت. یادمان نرفته دخالت بی‌جا و قانون‌ستیزانه ناطق‌نوری را در پرونده حسین موسویان، که تبرئه این «محکوم هسته‌ای» را اعلان می‌کرد.

 سخن آخر به سیدحسن خمینی باز می‌گردد که غائبی دیگر بود. هر چند روزنامه‌های وابسته به کودتا در این راستا قلم به مزدی‌ها کردند، اما اساسا حضور این فرد در چنین مراسمی مورد سؤال است، نه عدم حضور او. و این مساله مهم صرف‌نظر از حضور وی در جناحی خاص و موضع‌گیری‌هایش به نفع یک جناح است زیرا ملت برای او نه جایگاه سیاسی و نه جایگاه علمی و نه هیچ جایگاه دیگری قائل نیست.

نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 10:26 | لینک ثابت |

حضرت آیت الله امجد : مكتب علی كناره‌گیری ازحكومت را بردروغ ترجیح می‌دهد
 


http://kazemzadeh.persiangig.com/ayatollahamjad4.JPG

با توجه با استقبال مخاطبان سایت از مباحث اخلاقی و اجتماعی حضرت آیت الله امجد، فرازهایی از 3 سخنرانی اخیر ایشان که تلخیص شده، در ادامه می‌آید:

مكتب حضرت امیر (ع) كناره گیری از حكومت را بر دروغ گفتن برای رسیدن به حكومت ترجیح می دهد. شاید می شد یك دروغ را توجیه كرد اما دیگر از هدایت خبری نبود! حكومتی كه با دروغ برسركار بیاد باید با شمشیر حفظ شود و جز اجبار و زور چیزی از آن عاید انسانها نمی شود! ...

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من / چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا. حالا اگر کسی با ما مخالفت کند نانش را می بریم . هی بگیم علی علی . آقا نه ما باید بگوییم معاویه معاویه یزید . علی کجاست؟ علی قاتلش را سفارش می کند من کسی باهام مخالفت کند نانش را می برم. نان دادن هنر است یا نان بریدن .

در این کشور نه انتقاد است نق نق مردم هم زیاد است نق نق های مردم خطرناک است انتقاد نباشد برای کشور خطرناک است مردم فکر دارند شعور دارند نباید طوری بشود که در اتوبوس و این ور و آن ور نق بزنند انتقاد نکردن معاویه را می سازد و نق نق زدن ها علی را می کشد.

نباید موضوع تقوی را با وسواس! اشتباه كرد. وسواس نوعی بی تقوایی است. نباید مسائل شرعی را به گونه ای مطرح كرد كه مردم به وسواس بیفتند. دین اسلام دین سمحه سهله است. اسلام دین تعبد است. اصول دین تعقلی است اما احكام تعبدی است! نباید در این موارد اینقدر سخت گرفت. انسان وسواسی اگر راست می گوید باید جلوی زبانش را بگیرد. تهمت می زند، دروغ می گوید، ... اما صد مرتبه خود را آب می كشد! مردم آزاری نكن. تقوی یعنی خدا داری!

... غالب مشكلات فردی و اجتماعی كه با آن دست به گریبان هستیم دقیقا و مسلما ناشی از ضعفهای اخلاقی ما است و مشكلات و گرفتاریهای و بن بستهای جهانی نیز درست از فقراخلاقی جامعه ها و مخصوصا سران بسیاری از كشورهای جهان سرچشمه میگیرد. آری اخلاق سرمایه اصلی اقوام و ملت ها است اخلاق كلید حل مشكلات مهم اجتماعی است . اخلاق خمیر مایه تمدن و ستون فقرات یك زندگی اجتماعی سالم است و اخلاق بهترین وسیله انسان در سیر الهی است. بهمین دلیل تا مسائل اخلاقی در جوامع انسانی حل نشود، هیچ مسئله ای حل نخواهد شد. و باز به همین دلیل تهذیب نفوس و تزكیه قلوب و تكمیل مكارم اخلاق به عنوان یكی از اهداف اصلی بعثت پیامبر اسلام در كتاب آسمانی قرآن و روایت اسلامی بیان شده است پیشوایان اسلام و بزرگان دین قسمت عمده عمر پربركت خود را برای این منظور صرف كرده اند.

تعریف و تمجیدهای دیگران حتی تعریف امام معصوم نیز مشكلی از ما را حل نمی كند. مگر اینكه امام معصوم دعا كند كه عاقبت به خیر شویم یا خبر دهد كه عاقبت به خیر هستیم. مهم عاقبت به خیر شدن است. به قول حضرت آیت الله بهجت: شیطان تا آخرین لحظه با انسان كار دارد. ایشان به همین علت اجازه ندادند تا موقعی كه در قید حیات هستند برایشان كنگره بزرگداشت گرفته شود. شیطان قسم خورده است كه همه ما را گمراه كند. هركسی را به طریقی گمراه می كند. از طریق منبر، از طریق مداحی، از طریق عبادت، از طریق نمازشب، ... علامتش این است كه ما پیش خودمان مغرور می شویم! و عاقبت به شری مربوط به غرور است و هركس پیش خدا شكسته نفسی كند عاقبت به خیر است. با كمی تمرین می توان به این باور رسید كه دیگران بهتر از ما هستند و ما بدتر از دیگران!

· حساب دستگاه الهی با حسابهایی كه ما داریم متفاوت است. آیا ارزش آن دختر جوان مسیحی كه به دورافتاده ترین نقاط آفریقا می رود و مردم را به نام حضرت مسیح(ع) به بهداشت دعوت می كند و مردم را به دین علاقمند می كند با من كه هر روز زیارت عاشورا و نماز شب هم می خوانم، ولی به احدی رحم و مروت ندارم یكسان است؟! آنچه مسلم است این است كه باید درون اصلاح شود. اگر هدف اصلاح درون باشد، خداوند وسایل هدایت را فراهم می كند. اینجانب اعتقاد داشتم حتی این ماركسیست هایی كه در دوران انقلاب در تظاهرات شركت می كنند اگر كشته شوند بعید نیست شهید باشند. به هر حال رحمت خدا بر غضب او سبقت دارد. ما از این جهت خیلی امیدوار هستیم كه مخالف خدا نیستیم و خدا هم ارحم الراحمین است. هر چیزی به جای خودش! ... جوان باید از گناهان گذشته خود استغفار كند و دیگر گناه نكند و پیرمرد هم باید به لطف و رحمت بی منتهای خدا امیدوار باشد! ... چیزهایی هست كه باعث عاقبت به خیری می شود به عنوان نمونه خدمت به بندگان خدا باعث عاقبت به خیری می شود. چیزهایی هم باعث عاقبت به شری می شود. ... تشخیص اینكه در كجا چه باید كرد ظرافتهای خاصی دارد. هیچ كس نباید به خودش مغرور شود. انسان باید همه را بهشتی بداند و خود را جهنمی و سعی كند تا خود را از جهنم نجات دهد و بعد هم به دنبال نجات مردم باشد!

· پرهیز به معنی كناره گیری یا انزوا نیست. پرهیز در متن اجتماع و در حین انجام عمل اتفاق می افتد. باید وارد اجتماع شد اما دروغ نگفت! باید از این آتش ترسید و مال یتیم را نخورد! اتقو یوما، اتقوا ... یعنی پروا كنید نه اینكه انزوا كنید. اسلام دین اجتماعی است. وظیفه انسان این است كه خودش را بسازد و وارد جامعه شود ... وظایف افراد هم با هم فرق می كند. یكی ممكن است ذخیره باشد. در تاریكی نشسته اما روشنایی را می بیند. منتظر انجام وظیفه است. در موقع خودش وارد می شود و وظیفه اش را انجام می دهد! معمولا هم نقطه عطفی را به وجود می آورد! با یك حركت یك مملكت را نجات می دهد. هر كس حد خودش را نگهدارد بهترین خدمت را به جامعه كرده است. برای ما ورود به جامعه و تحمل سختی ها و شنیدن ناسزاها و ... باعث خودسازی می شود. تقوی یعنی حضور در صحنه و پروا از خداوند! ... شناخت حد خود نیز بسیار مهم است. نباید در موقعیتی وارد شد كه از طاقت و توان خارج است. انقلاب ما انقلاب عظیم و تجربه خوبی بود اما متاسفانه خودسازی كم بود. افرادی ممكن است گاهی با دست بوسی سوار شوند! ما به امثال مدرس نیاز داریم. خدا رحمت كند او را

· شهوت فقط جنسی نیست! دستبوسی هم شهوت است! ریاست هم شهوت است! دلش می خواهد رساله بنویسد، شهوت نوشتن دارد! شهوت حرف زدن دارد!

نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 10:24 | لینک ثابت |

‏پيام آيت الله العظمى منتظرى در اعتراض به برگزاری دادگاههاى فرمايشى ‏


‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏

( والمومنون والمومنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر )‏
(سوره توبه ، آيه 71)‏

 ‏با كمال تعجب و تأسف ، مردم عزيز و زجركشيده ما اين روزها‏ ‏ناباورانه شاهد پخش غير شرعى و غير قانونى و غير اخلاقى مصاحبه ‏ ‏اسيران و عزيزان در بندشان مى‎باشند; عزيزانى كه بيش از چهل روز‏ ‏است محبوسند و از بين آنان تعدادى هم مظلومانه به شهادت‏ ‏رسيده اند.

‏ ‏اين جانب در پيام هاى قبلى يادآور شدم :
 
‏ ‏اين گونه اقرارها و اعتراف گيرى ها كه متأسفانه سالهاست در جمهورى‏ ‏اسلامى رائج شده و در زندان هاى غير قانونى و در شرايط كاملا‏ ‏غيرعادى و با فريب و تهديد زندانى و قطع نمودن رابطه او با‏ ‏واقعيت هاى جامعه و با وارد نمودن فشارهاى روحى و جسمى گرفته‏ ‏مى‎شود، بكلى فاقد وجاهت شرعى و قانونى بوده و از منكرات و گناهان‏ ‏بزرگ به حساب مى‎آيد; و از نظر شرعى و قانونى جرم قطعى خواهد بود.‏ ‏كه مباشران و متصديان و آمران آنها بايد محاكمه و تعزير شوند، و از‏ ‏طرفى هيچ محكمه صالحى نبايد و نمى تواند كسى را بر اساس اين گونه‏ ‏اعترافات و مصاحبه ها محكوم به حكمى نمايد.

‏ ‏از امام صادق (ع ) نقل شده كه حضرت امير(ع ) فرمودند: "هر كس با‏ ‏تهديد و تخويف و يا در زندان به چيزى اقرار نمايد، نبايد بر او حدى‏ ‏جارى شود." (وسائل الشيعة ، كتاب الحدود). و در روايت ديگر نقل شده كه آن‏ ‏حضرت فرمودند: "هر كس در اثر ترساندن يا ضرب و كتك و يا در زندان‏ ‏به كارى كه موجب حد است اقرار نمايد، نبايد آن حد بر او جارى شود."‏ (دعائم الاسلام ، ج 2، ص 466).
‏ ‏و به استناد همين روايات است كه همه فقهاى شيعه اقرار و اعتراف با‏ ‏زور و تهديد و در شرايط غير عادى را حتى عليه خود متهم شرعا حجت و‏ ‏نافذ نمى دانند.

‏ ‏علاوه بر آن شكستن شخصيتهاى سابقه دار و موثر در انقلاب و تشكيل‏ ‏نظام به بهانه هاى واهى و ناجوانمردانه خود يكى ديگر از گناهان كبيره‏ ‏است كه آمران و عاملان آن را گرفتار وضعيتى خواهد كرد كه بى ترديد‏ ‏دامن خود آنها را هم خواهد گرفت . مردم مى‎پرسند اين چه نظامى است كه‏ ‏مسئولين بلندپايه قبلى آن در دولت و مجلس و غيره كه بسيارى از آنان‏ ‏در تشكيل نظام نقش موثر داشته اند، به خيانت به كشور متهم مى‎شوند؟!

‏ ‏اين جانب از باب امر به معروف و نهى از منكر و از باب خيرخواهى و‏ ‏نصيحت ، مجددا به تصميم گيرندگان و دست اندركاران امور تذكر مى‎دهم‏ ‏و از آنان مى‎خواهم كارى بكنند تا حقوق تضييع شده مردم در انتخابات‏ ‏جبران شود و اعتماد از دست رفته برگردد و كارى كنند تا مردم راضى‏ ‏شوند; نه اينكه پس از سركوب آنان و زندانى نمودن صدها نفر از مردم‏ ‏معترض ، اقدام به انجام منكر ديگرى كرده و افراد و شخصيتهايى كه به‏ ‏خدمتگزارى به انقلاب و نظام و مردم شناخته شده اند و هر كدام سالها در‏ ‏مسئوليت هاى حساس خدمت نموده اند را زندانى نموده و آنان را در‏ ‏شرايطى قرار دهند تا مجبور شوند در دادگاه نمايشى و فرمايشى‏ ‏بر خلاف عقائد و افكار خود و مطابق ميل حاكمان صحبت كنند و به نفاق و‏ ‏خيانت و به گناهان نكرده اى اعتراف نمايند كه هيچ سنخيتى با آنان ندارد و‏ ‏هيچ انسان عاقلى آن را قبول نمى كند.

‏ ‏چرا كارى مى‎كنند تا مردم دادگاههاى آنها را با دادگاههاى استالين و‏ ‏صدام و ساير ديكتاتورها مقايسه نمايند؟ حاكمانى كه مدعى تشيع و‏ ‏پيروى از حضرت على (ع ) مى‎باشند چرا بر خلاف دستورات آن حضرت در‏ ‏مورد اقرار و اعتراف در زندان و با تهديد و فشار عمل مى‎كنند؟ و چرا‏ ‏چهره اصل دين و مذهب و حاكميت دينى را زير سوال برده و در داخل و‏ ‏خارج خراب و مشوه مى‎كنند؟

‏ ‏به يقين انجام اين مصاحبه ها و گرفتن اين اعترافات دروغ و خلاف‏ ‏واقع از اسيران در بند و پخش آنها، علاوه بر اين كه هيچ مشكلى از‏ ‏مشكلات عديده كشور را حل نمى كند، بى اعتمادى مردم و خشم و عصيان‏ ‏آنان را بيش از پيش در پى دارد و بحران كنونى جمهورى اسلامى را‏ ‏عميق تر خواهد كرد و جايگاه آن را در دنيا ضعيف تر از پيش مى‎سازد. بر‏ ‏حسب قانون اساسى ، كشور متعلق به همه مردم است و آنان حق دارند به‏ ‏وسيله تجمعات آرام و جرائد و حتى راديو و تلويزيون نظرات خويش را‏ ‏ابراز نمايند. چرا راديو و تلويزيون فقط در اختيار حاكميت است ؟ و چرا‏ ‏تجمعات آرام و متين مردم ، چماق و بازداشت و شكنجه و محاكمات‏ ‏كذايى را در پى دارد؟

‏ ‏در خاتمه اين جانب ضمن اظهار همدردى با خانواده هاى داغدار و‏ ‏مصيبت زده كه جوانان عزيز خود را در حوادث بعد از انتخابات از دست‏ ‏دادند، با قلبى محزون ديگر بار به آنان تسليت مى‎گويم و از خداوند‏ ‏بزرگ براى آن عزيزان مغفرت و رحمت الهى ، و براى خانواده ها و‏ ‏بازماندگان معزز آنان صبر جميل و اجر جزيل ، و براى همه زندانيان‏ ‏حوادث اخير آزادى فورى ، و براى متصديان امور تنبه و بيدارى و‏ ‏انعطاف و اعتذار از ملت عزيز را مسألت مى‎نمايم .
‏ ‏والسلام على عباد الله الصالحين و رحمة الله و بركاته .
‏‏1388/5/13‏‏
‏حسينعلى منتظرى
نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 1:4 | لینک ثابت |

موانع حضور صادق لاریجانی در دستگاه قضایی

او قائل به تقلب در انتخابات است و حاضر نیست دهها بازداشتی بلاتکلیف را تحویل بگیرد

 

شنیده شده که صادق لاریجانی هنوز به دلایلی حکم قطعی انتصاب خود به عنوان رئیس قوه قضاییه را دریافت نکرده و احتمال کمی وجود دارد که در آخرین لحظات، تصمیم رهبر در این باره تغییر کند.


به گزارش موج سبز آزادی، در حالی که هاشمی شاهرودی آخرین جلسه شورای عالی قضایی در دوره ریاست خود را نیز برگزار کرده و دستگاه قضایی منتظر معرفی رئیس جدید است، تردیدهای نسبت به گزینه‌ای که پیش از این قطعی می‌رسید، به وجود آمده است.

این گزارش حاکی است صادق لاریجانی که در هفته‌های اخیر انتصاب او به عنوان رئیس قوه قضاییه قطعی شده بود و حتی، بر اساس شنیده‌ها، رضایت برخی علما و مراجع مخالف نیز برای این انتصاب جلب شده بود، در روزهای اخیر موقعیت متزلزل‌تری پیدا کرده است.

بر اساس گزارش منابع موج سبز آزادی، لاریجانی اخیرا در برخی محافل عامدانه فاش کرده که او - که عضو فقهای شورای نگهبان است - در جلسه شورای نگهبان برای بررسی نهایی انتخابات ریاست‌جمهوری دهم، مخالف تایید آن بوده و قائل به سلامت انتخابات نبوده است. این موضوع باعث شده که برخی جریانات مرکزی حامی کودتا به طور جدی نسبت به حضور وی در رأس دستگاه قضایی نظر مخالف پیدا کنند.

همچنین گزارش‌های دیگری حاکی است صادق لاریجانی به صراحت اعلام کرده که قبل از تعیین تکلیف همه بازداشت‌شدگان اخیر و خروج پرونده آنها از وضعیت بلاتکلیف کنونی و صدور قرار قطعی برای ایشان، بر روی صندلی ریاست قوه قضاییه نخواهد نشست.

ریاست صادق لاریجانی بر قوه قضاییه، پیش از این به خاطر گرایش سیاسی به سمت طیف‌های نسبتا تنگ‌نظر اصولگرایان و نیز برادری با رئیس مجلس، با مخالفت‌های چندجانبه‌ای روبه‌رو شده بود. اما با اتفاقات اخیر، طیف‌های جدیدی به مخالفت با وی برخاسته‌اند که به نظر می‌رسد تأثیرشان در نظر نهایی رهبر بی‌اثر نباشد.

بدین ترتیب مشخص نیست هفته بعد چه نامی به عنوان رئیس جدید قوه قضاییه معرفی خواهد شد. اما آنچه در آن تردیدی نیست، این است که ویرانه‌ای که ده سال پیش هاشمی شاهرودی از تحویل گرفتن آن صحبت کرد، اکنون به معرکه‌ای تبدیل شده که در آن نه کسی پیگیر خون‌های ریخته شده است، نه مقام و مسئولی برای پاسخگویی به خانواده‌های مفقودان و بازداشت شدگان وجود دارد و نه دادستانی برای دادرسی و گرفتن حق مظلومان باقی مانده است.

حال باید منتظر بود و دید رئیس جدید دستگاه قضایی، هرکه باشد، چه اصطلاحی را جایگزین «ویرانه»‌ای که آقای شاهرودی تحویل گرفت، خواهد کرد

نوشته شده توسط مدیریت در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 ساعت 15:53 | لینک ثابت |

بان کی‌مون به احمدی‌نژاد تبریک نگفته است
 
وي در کنفرانسي خبری در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک تاکید کرد که نامه بان کی‌مون بر اساس رسوم سازمان ملل متحد ارسال شده است.
سازمان ملل متحد اعلام کرد که نامه دبیرکل این سازمان به «محمود احمدی‌نژاد»، پیام تبریک به رئیس‌جمهوری ایران نبوده است.

به گزارش ایلنا، به گزارش رويتر، «ماری اوکابه»، یکی از سخنگویان «بان کی‌مون»، گفت كه این نامه که دوشنبه هفته جاري به ایران فرستاده شد، نباید به‌عنوان نامه تبریک به محمود احمدی‌نژاد در نظر گرفته شود.

وي در کنفرانسي خبری در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک تاکید کرد که نامه بان کی‌مون بر اساس رسوم سازمان ملل متحد ارسال شده است.

این سخنگوی سازمان ملل متحد گفت: «صحیح نیست که از این نامه به‌عنوان نامه تبریک یاد شود. این نامه از مناسبت تحلیف محمود احمدی‌نژاد استفاده کرده است تا ابراز امیدواری کند که ایران و سازمان ملل متحد در مورد موضوع‌های منطقه‌ای و جهانی همکاری کنند.»

با این وجود، دفتر دبیرکل سازمان ملل متحد از انتشار این نامه خودداری کرده است.

برخی از خبرنگاران خواهان علنی شدن این نامه شده‌اند تا در مورد ماهیت آن برای عموم تردیدی باقی نماند.

اما به گفته ماری اوکابه، نامه‌های دبیر کل سازمان ملل متحد به روسای کشورها به مناسبت مراسم تحلیف آنها، در اختیار مطبوعات قرار نمی‌گیرد.

وي همچنين تاکید کرد که دبیرکل سازمان ملل متحد به مناسبت انتخاب همه روسای‌جمهوري و روسای دولت برای آنها پیام تبریک می‌فرستد.

تاکنون سران چند کشور جهان از جمله آمریکا، فرانسه، آلمان و انگليس اعلام كرده‌اند که به احمدی‌نژاد تبریک نخواهند گفت.

محمود احمدی‌نژاد در مراسم تحلیف خود گفته بود: «کسی منتظر تبریک شما نیست و ملت ایران نه برای اخم‌ها و تشرهای شما ارزشی قائل است و نه به تبریک‌های شما اهميت مي‌دهد.»
نوشته شده توسط مدیریت در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 ساعت 15:41 | لینک ثابت |

حمایت تماشاگران بوسنی از جنبش سبز ایران با شعار «يا حسين، ميرحسين»

 

در ديدار دوستانه تيم‌هاي  ملي فوتبال ايران و بوسني كه در شهر مسلمان نشين سارايوو برگزار شد و به صورت مستقيم از تلويزيون ايران پخش شد، مسلمانان بوسنيايي حاضر در ورزشگاه در حمايت از جنبش سبز مردم ايران چندين بار شعار «يا حسين، ميرحسين» سر دادند.


به گزارش موج سبز آزادی، شدت اين شعار كه به نظر مي‌رسيد توسط همه حاضران در استاديوم فرياد زده مي‌شود، به حدي بود كه تلويزيون ايران نتوانست آن را سانسور كند و جواد خياباني نيز به طور سربسته به آن اشاره كرد و گفت: «اين شعار بوسنيايي‌ها مشابه شعارهاي ايرانيان بود!»

بر اساس این گزارش، در لحظاتي كه از تلويزيون ايران تصوير تماشاچيان بوسنيايي پخش شد، به‌رغم پوشش آبي تيم ملي بوسني، لباس و نمادهاي سبز رنگ در دست حاضران در استاديوم به وفور ديده می‌شد كه نشان‌دهنده همبستگی مردم بوسني با جنبش سبز ملت ايران است.

این گزارش همچنین حاکی است پلاكاردهايي با مضمون «doode savez iran miran» در دست تماشاچيان بوسنيايي به وضوح ديده می‌شد. معادل فارسي اين جمله، « درود بر اجتماعات صلح آميز ايران » است.

گفتني است پس از چند بار زوم کردن تلويزيون بوسني روي اين پلاكاردها و نمادهاي سبز تماشاچيان بوسنيايي، كارگردان شبكه سه صداوسیما اقدام به سانسور اين صحنه‌ها کرد.

همچنين چندي پيش در مسابقات جهاني ويمبلدون، برخي از تنيس‌بازان مطرح جهان از جمله منصور بهرامی و انری لوکنت با بستن مچ‌بند سبز در هنگام مسابقه، با مردم معترض ايران ابراز همدردي و از جنبش سبز مردم ايران حمايت كردند.


در هفته اول ليگ برتر نیز دست كم دو تن از بازيكنان تيم شاهين بوشهر به نام هاي مهدی کیانی و بهادر عبدی و دو بازیکن در بازی پیروزی و مس کرمان در اقدامي تحسين برانگيز و در حمايت از جنبش سبز مردم ايران در طول بازي مچ‌بندهاي سبز بر دست داشتند.

همچنين به گزارش مطبوعات ورزشي، در بازي تيم‌هاي مس كرمان و پرسپوليس، پرچم هاي سبز به طور گسترده‌اي در دست حاضران در ورزشگاه ديده می‌شد كه با آغاز نيمه دوم بازي، جمع آوري شده است. بنا به همين گزارش، مچ‌بندهاي سبز تا انتهاي ديدار بر دستان برخي از بازيكنان تيم مس كرمان قرار داشته است.

پيش از اين نيز 6 تن از ملي‌پوشان ايران در بازي تيم ملي با كره جنوبي، مچ‌بندهاي سبز بر دستانشان بسته بودند كه فشارهاي رسانه‌هاي حامي دولت كودتا پس از این اقدام نمادین شجاعانه، به كناره‌گيري علي كريمي، مهدي مهدوي‌كيا و وحيد هاشميان از تيم ملي و پاسخ نكونام و مهدوي‌كيا به اين رسانه‌ها منجر شد.

به گزارش موج سبز آزادی، با آغاز فصل جديد مسابقات فوتبال، از هفته گذشته فراخوان‌هاي متعددي مبني بر دعوت به حضور سبزها در ورزشگاه‌ها، در سايت‌ها و وبلاگ‌ها منتشر شده است؛ امري كه باعث شده مسئولان ليگ ترجيح دهند دو بازي تيم‌هاي استقلال و پرسپوليس در هفته‌هاي اول و دوم در تهران را بدون تماشاگر برگزار كنند.

نوشته شده توسط مدیریت در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 ساعت 13:51 | لینک ثابت |

دو ماه از تقلب بزرگ در انتخابات ریاست جمهوری گذشت

 

بازخوانی نحوه دستکاری آرا از نگاه اعداد و ارقام

دو ماه پیش در چنین روزی بود که رای ما را دزدیدند و یک رئیس‌جمهور قلابی و غیرمنتخب را به ما قالب کردند. این دولت تقلب هم البته جز با زور و سرکوب و کشتار نتوانست بر ایران غالب شود و جرم تقلب را با ننگ کودتا مضاعف کرد تا به عنوان لکه‌ای سیاه در تاریخ ایران باقی بماند؛ تا کی مردم این دولت و رئیس بی‌کفایت آن را به پایین بکشند. دستگاه تبلیغاتی دولت کودتا اما در این دو ماه تمام تلاش خود را کرده تا موضوع تقلب را باورنکردنی جلوه دهد؛ که آخرینش اعتراف‌گیری مضحک از زندانیان اصلاح طلب در این زمینه بود. مقاله‌ای که به مناسبت دومین ماهگرد کودتای انتخاباتی 22 خرداد در ادامه می‌خوانید، چند هفته پس از آن تقلب بزرگ نوشته شده و ابعاد آماری این دستکاری بزرگ آرا را بررسی کرده است.
نوشته شده توسط مدیریت در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 ساعت 13:49 | لینک ثابت |

اطلاعيه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران درباره محاكمه غيرقانوني معترضان به نتايج انتخابات اخير
 
بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران

طی دو شب گذشته شاهد نمایشی تأسف بار به نام دادگاه متهمان کودتای مخملی بودیم. این نمایش که در آن از ساده ترین و ابتدایی ترین اصول دادرسی و حقوق قضا خبری نبود، به هر چیز جز دادگاه شباهت داشت. ادعانامه ای حاوی تناقضات عجیب و غریب و با شباهتی تام به مقالات و تحلیل های روزنامه کیهان، عدم حضور وکلای مدافع تعدادی از متهمان در دادگاه و بی خبری وکلای مدافع حاضر در جلسه از محتوای پرونده و تحقیقات مقدماتی، قرار دادن وکلای مدافع در جایگاهی که هیچگونه امکان گفت و گو با موکلان خود نداشته باشند، پخش جلسه به اصطلاح دادگاه از صدا و سیما قبل از آن که حکمی علیه متهمان صادر شود، تهمت و توهین و افتراء علیه احزاب و تشکل های سیاسی و شخصیت های برجسته و خوشنام غایب در دادگاه بدون این که امکان پاسخ داشته باشند،... تنها بخشی از ابعاد آشکار این نمایش تأسف بار بود.

این به اصطلاح ادعانامه تلاشی ناکام و در عین حال بهت آور برای تأیید ادعای آقای احمدی نژاد و همفکرانش مبنی بر انحراف 30 ساله از خط انقلاب بود. نویسندگان این ادعانامه کوشیده اند با گزینش راست و دروغ حوادث و تحولات سه دهه گذشته سناریوی موهوم انقلاب مخملی و یا به تعبیر خودشان کودتای مخملی را به اثبات برسانند. آنان در این تلاش نافرجام هر مطلب مغایر با دیدگاه های سیاسی خود را به عنوان توطئه و جریان براندازی به هم بافته اند و از هردری به کینه و خصومت سخنی رانده اند. در این ادعانامه از کدیور و سروش گرفته تا احزاب و تشکل های سیاسی، تا خاتمی و موسوی و هاشمی و تا نهادهای مدنی تا بنیاد راکفلر و شورای روابط خارجی آمریکا به عنوان نهادهای جدید التأسیس برای انقلاب مخملی!!! تا اتحادیه اروپا تا منافقین و سلطنت طلبان تا شبکه های تلویزیونی بیگانه تا اقدامات تروریستی و بمب گذاری ... سخن رفته است و تنها نام هایی که به تجاهل از آن صرفنظرکرده اند روسیه و چین است.

شتابزدگی آقایان در تنظیم این به اصطلاح ادعانامه و برگزاری نمایشی که علی الظاهر باید پیش از مراسم تنفیذ و تحلیف صورت می گرفت، موجب گرفتار آمده ایشان به تناقض گویی های عجیب و غریب شده است. ما بررسی و نقد این ادعانامه را به فرصتی دیگر وامی گذاریم و در تنها به ذکر یکی دو نکته در این خصوص می پر دازیم.

در این اصطلاح ادعانامه، از تردید معترضان در سلامت انتخابات و درخواست رسیدگی به شبهه تقلب به عنوان اصلی ترین دلیل برای اثبات پروژه کودتای مخملی یاد شده است، این درحالی است که تردید در سلامت انتخابات و اعتراض و درخواست رسیدگی به شبهه تقلب حق قانونی شهروندان است. چگونه آقایان که سوابق تخلفات و اقدامات غیر قانونی عدیده، نظیر عدم اعلام آراء تفکیکی حوزه انتخابیه تهران در جریان انتخابات دوم شوراهای شهر و روستا و لواحقی نظیر کارشکنی در جریان حضور ناظران کاندیداها در شعب اخذ رأی و ممانعت از حضور ایشان در سایت های تجمیع در دوره های انتخاباتی مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم و قطع خطوط تلفن ستاد انتخاباتی کاندیداهای رقیب و قطع سیستم پیامک تلفن های همراه از شب برگزاری انتخابات به بعد و مشارکت بیش از یکصد درصد واجدان شرایط در حدود 140 شهر در انتخابات اخیر و ... را در کارنامه خود دارند،می توانند مدعی سلامت انتخابات باشند و معترضان به انتخابات را متهم به دست داشتن در پروژه کودتای مخملی کنند؟ این روش برخورد با معترضان تنها از کسانی ساخته است که تخلفات و تقلبات گسترده ای را در انتخابات سامان داده و برای سرکوب اعتراض، معترضان را متهم به براندازی می کنند. به دیگر سخن محاکمه معترضان به تقلب در انتخابات خود بهترین دلیل بر عدم سلامت انتخابات است زیرا وقتی راه های منطقی و معقولی نظیر پیشنهادهای قانونی معترضان از جمله مطابقت کد ملی رأی دهندگان با شماره های ثبت شده در تعرفه های رأی به عنوان کدملی برای اثبات سلامت و یا عدم سلامت انتخابات وجود دارد، چه نیازی به اعمال خشونت و سرکوب و دستگیری و محاکمه و زندان و سناریوهای موهوم براندازی است؟

واهی بودن ادعای انقلاب مخملی در مورد حوادث پس از انتخابات را بیش از هرجا می توان در خود این به اصطلاح ادعانامه مشاهده کرد. این ادعا چنان سخیف و بیگانه با واقعیات جامعه ایران است که آقایان ناگزیر شده اند به جای واژه شناخته شده انقلاب مخملی از واژه جعلی و من درآوردی کودتای مخملی استفاده کنند. درحالی که کودتا را صاحبان زور و اسلحه انجام می دهند و انقلاب را مردم.

ذکر موارد ترور و بمب گذاری و انفجار و ... در ادعانامه علیه متهمان، بیش از هر چیز از خالی بودن دست تنظیم کنندگان این به اصطلاح ادعانامه حکایت دارد، وگرنه چه نسبتی میان ترور و بمب گذاری و انفجار با کودتای مخملی و براندازی نرم وجود دارد؟ آقایان در این به اصطلاح ادعانامه از یک سو کودتای مخملی را حرکتی درازمدت و خزنده با شیوه های به ظاهر مسالمت آمیز و قانونی تعریف می کنند و از سوی دیگر مواردی نظیر ترور و بمب گذاری را بخشی از پروژه کودتای مخملی ذکر می کنند. بدون شک اگر تنظیم کنندگان ادعانامه دلایل و مدارک محکمه پسندی علیه متهمان دراختیار داشتند، این گونه خود را ناگزیر از تناقض گویی و بافتن آسمان به ریسمان نمی دیدند.

ملت شریف ایران؛

آنچه را که شما طی دو شب گذشته شاهد بودید محاکمه و اهانت و افترا علیه صادق ترین، پاک ترین، شریف ترین و فرهیخته ترین شخصیت های این کشور و نشانه آشکار روند نامبارک استحاله آرمان های انقلاب اسلامی و مبانی نظام جمهوری اسلامی است. امروز عاملان و مرتکبان واقعی استحاله آرمان های انقلاب و براندازی نظام به بازجویی و محاکمه صادق ترین و دلسوزترین یاران نظام و انقلاب نشسته اند و باسابقه ترین چهره های مبارز و خدوم این انقلاب و نظام را آماج ناجوانمردانه ترین اهانت ها و افتراها قرار می دهند.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن محکوم کردن آن چه که دادگاه متهمان کودتای مخملی نامیده می شود، این نمایش را اقدامی غیر قانونی و مغایر با بدیهی ترین موازین قضایی می داند و آن را مقدمه برخورد بر احزاب مستقل و قانونی کشور به مثابه آخرین نشانه های وجود مردمسالاری در کشور ارزیابی می کند. برگزاری این به اصطلاح دادگاه مغایر با اصل صریح قانون اساسی مبنی بر ضرورت رسیدگی به جرائم سیاسی در دادگاه های صالحه و با حضور هیئت منصفه است

سازمان همچنین اعترافات و اقاریر متهمان را که در شرایط نامعلوم و نگهداری در سلول های انفرادی و بی خبری مطلق متهمان از دنیای خارج و محرومیت آنان از اخبار و اطلاعات و داشتن وکیل و حتی ملاقات با خانواده بوده است، مصداق بارز اعتراف تحت فشار و شکنجه دانسته از اساس بی اعتبار می داند.

سازمان باردیگر هشدار می دهد این روش و شیوه اداره کشور و چوب حراج زدن به سرمایه های عظیم ملی و حذف چهره های برجسته و بزرگی که هر یک تاریخ این انقلاب به شمار می روند، فرجامی جز از دست دادن اعتماد ملی و قرار دادن کشور در سراشیبی سقوط نخواهد داشت.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران

12/5/1388

 

نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 ساعت 1:42 | لینک ثابت |

خاطره ای بجا مانده
 

 

این مطلب از مهندس بازرگان چقدر گویاست برای اعترافات زندانیان اصلاح طلب در دادگاه اخیر:

«... تا دو روز دیگر عمر نخستین مجلس شورای اسلامی که این‌جانب عضو آن بودم و از مزایای این عضویّت، از جمله مصونیّت پارلمانی برخوردار بودم به پایان می‌رسد. از پس‌فردا من نیز مانند بقیّه موکّلینم قابل تعقیب و بازداشت و تأدیب هستم. به همین دلیل نیز با استفاده از فرصتی که رئیس مجلس در اختیار بنده گذاشته‌اند می‌خواهم به اطّلاع برسانم که اگر در روزهای بعد شاهد گردیدید که بنده را بازداشت کردند و بعد با تبلیغات و سر و صدا اعلام نمودند که بنده جهت بعضی توضیحات و روشن نمودن حقایق در تلویزیون ظاهر خواهم شد و در صورتی که دیدید آن شخص حرف‌هایی غیر از سخنان دیروز و امروز می‌زند و مثل طوطی مطالبی را تکرار می‌کند، بدانید و آگاه باشید که آن فرد مهدی بازرگان نیست.» 
مهندس مهدی بازرگان در آخرین جلسه‌ی دوره‌ی اوّل مجلس شورای اسلامی  روزنامه جمهوری اسلامی ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۳

نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 ساعت 1:31 | لینک ثابت |

زندانیان دیروز، زندانیان امروز

 

رسانه های اصولگرای ایران روز گذشته در گزارش تصویری خود، چهره های بزرگان اصلاح طلب را که ۴۰ روز در زندان به سر می بردند منتشر کردند. همین طور اعترافات آنان را که بیش از همه چیز مرا به یاد اعترافات گالیله انداخت، آخه گالیله هم اعتراف کرده بود زمین ثابته و مرکز جهان !!

بلافاصله پس از انتشار تصاویر دادگاه، در  اینترنت تصاویری ایجاد و منتشر شد که به مقایسه این تصاویر با تصاویر قبل از زندانی شدن محمد علی ابطحی و محمد عطریان فر می پرداخت. دیروز همه از دیدن چهره پریشان ابطحی و عطریان فر متعجب بودند، گویا تاکنون هرگز این دو نفر را اینگونه ندیده بودند!

ولی من دیده بودم! من هر دو نفر را در همین حال پریشانی دیده بودم! البته بسیار جوان تر از امروز با مو و ریشی که هنوز سیاه بود و جوانی در چهره آنان موج می زد.

به خاطر دارم روزی به اصرار دوستان به موزه ای در میدان توپخانه تهران که نام آن را “عبرت” گذاشته اند و نمی دانم چقدر عبرت گرفته اند، رفتیم.

در اوایل بهمن ماه سال ۱۳۵۰ در اجرای دستور محمد رضا شاه ایران، کمیته مشترک ضد‌خرابکاری ساواک- شهربانی در محل زندان موقت اطلاعات شهربانی تشکیل شد. کمیته مشترک محل استقرار مجرب‌ترین و خشن‌ترین شکنجه‌گران شاه بوده است. سال ۱۳۷۹ در زمان دولت سید محمد خاتمی، این زندان به موزه عبرت تبدیل شد.(گزارش کامل آن بازدید را به زودی در وبلاگم منتشر می کنم)

آن زندان بندی به نام بند(۳) داشت که بعد از تبدیل شدن به موزه به بند “چهره های ماندگار” نام گذاری شده بود. سرتاسر راهرو عکس های چهره هایی که در این بند و این زندان نگه داری می شدند نصب شده بود. در بین نام ها و عکس ها، نام چهره های ماندگاری که در تصویر آنان جوانی موج می زد دیده می شد. محمد بسته نگار، مهدی کروبی، مرتضی حاجی، آیت الله سید علی خامنه ای، سید هادی خامنه ای، آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، آیت الله منتظری، لطف الله میثمی، عباس دوزدوزانی، محمد هاشمی، عسکراولادی، بادامچیان، غلامحسین کرباسچی از جمله افرادی بودند که عکس آنان در این بند دیده می شد. عکس محمد عطریان فر و محمد علی ابطحی نیز آنجا بودند. اگر به آنجا مراجعه کنید، عکس آنان تقریباً با فاصله اندک روبروی یکدیگر است(اگر تاکنون حذف نکرده باشند)

zendani

دو چهره جوان از این دو مبارز سیاسی علیه ظلم و استبداد در آن موزه دیدم. اجازه عکس برداری نداشتیم ولی عکسی از چهره محمد علی ابطحی در آن زندان دارم. به خاطر دارم سال ها قبل(۴ یا ۵ سال قبل) خود محمد علی ابطحی این عکس را در وبلاگش گذاشت. راهنمای موزه در خصوص وضعیت این زندانیان سخن می گفت: “اینان در رژیم شاه محکوم به اقدام علیه امنیت کشور شده اند” نمی دانم شاید آن زمان هم اعتراف کرده اند چون می دانم آن زمان در آن زندان، حسینی(شکنجه گر معروف ساواک) (عکس در ادامه مطلب)مامور اعتراف گیری بود! و می دانم در آن زمان هم هرکس اعتراف کرد هیچ کس باور نکرد چون حسینی را می شناختند و طعم تلخ شلاق او را می دانستند. پس تو هم باور نکن برادر……….

اللهم اشغل الظالمین بالظالمین

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 ساعت 1:16 | لینک ثابت |

افشای زیرکانه دادگاه نمایشی توسط خود ابطحی در جلسه دادگاه + مدرک مستند
نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 ساعت 1:7 | لینک ثابت |

توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم
نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 ساعت 1:3 | لینک ثابت |

نزن برادر! نزن!ا

ابراهیم نبوی

آقای بازجو! نمی دانم نامت چیست. حسینی هستی یا مرتضوی یا احمدی یا هر نام دیگری که انتخاب کرده ای تا مردم نشناسندت. نمی دانم تا به حال چه کارهایی کرده ای و از چه کسانی بازجویی کردی، اما این یکی را مواظب باش.
سعید حجاریان را می گویم. دوستانم می گویند او را کتک زده اید و تحت فشار شدید گذاشتید. دلتان می آید؟

به بچه ها می گفتید حرف بزن، حرف بزن و هر چه می دانی بگو. به سعید چه گفتید؟ از سعید چگونه خواستید حرف بزند؟ سعید که نمی تواند حرف بزند. او را دیده ام، وقتی می خواهد حرف بزند باید تمام بدن رنجور و بیمارش را  متمرکز کند تا کلمه ای حرف بزند، به او نگوئید حرف بزن، او نمی تواند حرف بزند. او زمانی که می توانست هم حرف نمی زد، او بیرون از زندان هم وقتی دوستانش را می دید به زحمت حرف می زد، حالا انتظار داری چه بگوید؟ اوئی که زبانش در دهان سنگینی می کند و به زور هم نمی تواند کلمه ای سخن
بگوید. دستت را گذاشته ای روی شانه رنجورش و بدن ضعیفش را فشار می دهی و می گویی: " بگو که می خواستید انقلاب سبز کنید، بگو...." و دست دیگر را مشت می کنی که به صورتش بکوبی، دستت را بکش کنار. او نمی تواند حرف بزند .

رفته بودم پیش سعید حجاریان، زمانی که در شورای شهر بود، با دهها عمل جراحی سرپایش آورده بودند و هنوز صورتش و دستش به اراده خودش نبود. بزحمت گفت: " سید، مطلبت ات را خواندم و خندیدم. خیلی وقت بود نخندیده بودم" و  من از سوئی خوشحال شدم که توانسته ام خنده ای را به دل رنجور سعید هدیه کنم و از سوی دیگر غمگین بودم که نکند با تکان همین خنده درد پیچیده باشد در تنش. تنی که بیمار آزادی و زخمی آگاهی شده بود.

آقای بازجو! حالا ایستاده ای و کاغذی را که بالای آن نوشته النجاه فی الصدق گذاشتی روبروی سعید و سووالی نوشته ای که " کلیه ارتباطاتت را با عوامل آمریکایی بنویس" و با تحکم به او می گوئی: " ما همه چیز رو می دونیم آقا سعید! بدجوری گیر افتادی، مگر فقط ساعت پنج صبح صدات کنن برای اعدام ببرنت، بنویس که با آمریکایی ها رابطه داشتی..." اما برادر من!
آقای حسینی! آقای احمدی! هر کسی که هستی، سعید که نمی تواند بنویسد، او یک کلمه می خواهد بنویسد تمام وجودش پر درد می شود، چگونه بنویسد. زمانی  می توانست بنویسد و با هر کلمه اش کشور را تکان دهد، اما دستش را از او گرفتید، زبانش را از او گرفتید، تبدیلش کردید به یک جسد متحرک، دیگر
رهایش کن برادر.

کتابش تازه منتشر شده بود. پیش از آنکه از اتاق بیرون بروم، خم شدم که رویش را ببوسم و بروم، با همان زبان ناگویایش گفت " بیا" و یک کتاب را داد به من. صفحه اولش را باز کرد و با زحمت چیزی نوشت، امضایی، خطوطی درهم. تازه چند ماهی بود از بیمارستان بیرون آمده بود. وقتی که تیر خورد شریعتمداری چنان مقاله ای نوشت در مدح سعید گوئی که اسرائیلی ها ترورش کرده اند و دارودسته شریعتمداری پشت صحنه ترور نیستند. برادر بازجو! آیا
شریعتمداری امروز با تو توافق نکرده که چگونه بازجویی کنی، چهره ات را  نمی بینم، خودت نیستی. می دانم که آدمی مثل حجاریان را دست هرکسی نمی دهند و بازجوتر از حسین شین چه کسی است. اما لابد خود شریعتمداری هم می داند که سعید نمی تواند بنویسد. می دانم که اگر زیر شکنجه هم بود و تن نازنین اش سالم بود باز هم نمی توانست بنویسد، ولی با این تن رنجور و دست
ناتوان چگونه بنویسد؟

آقای بازجو! آقای حسینی! آقای شریعتمداری! هر کسی که هستی. دستت را می
گذاری زیر چانه سعید و فشار می دهی و می گوئی " تمام سوابق ات را بنویس" کدام سابقه را می خواهی؟ از کجای سعید حجاریان خبر نداری؟ از قدیمی ها بپرس و به او بیش از این فشار نیاور. او همان است که زمانی سیستم امنیتی کشور را ساخت و آنگاه که به بلوغ سیاسی اش رسید، تئوریسین اصلاحات و جامعه مدنی شد و چنان تحولی در ذهن و زبان ایرانیان ایجاد کرد که دشمنان
مردم وقتی خواستند اصلاحات را ریشه کن کنند، یک راه مشخص پیدا کردند. شلیک به مغز سعید حجاریان. حالا تو چه می خواهی و از چه خبر نداری؟ اگر سابقه قبل از اصلاحاتش را می خواهی، برو آرشیو وزارت اطلاعات را ببین، اگر سابقه بعد از اصلاحاتش را می خواهی کتابهایش را بخوان، اگر می خواهی ببینی در خارج از کشور با چه کسانی تماس گرفته مطمئن باش جز فهرستی
طولانی از پزشکانی که بدن رنجور حجاریان را عمل کردند، کسی را پیدا نمی کنی. دنبال چه می گردی؟ آقای بازجو! او همان فرزند انقلاب است که یک بار خورده شده. شما از یک جسد هم نمی توانید بگذرید؟

می بینمت که روبروی ویلچر سعید ایستاده ای و به پیشانی اش نگاه می کنی و آرزو می کنی کاش گلوله سعید عسگر به پیشانی سعید خورده بود و فکر می کنی کاش می توانستی آن جمجمه را بشکافی و ببینی در فکرش چه می گذرد و چگونه است که مغزش با وجود بدن رنجور و زخمی اش مثل ساعت کار می کند. با لگد
هلش می دهی به عقب، او با گردنی خم شده نگاهت می کند. می خواهد بگوید، برادر من! دنبال ستاد ضدکودتا نگرد، تهران ستاد ضد کودتاست، همه کشور ستاد ضد کودتاست. مرکز جنگ روانی همه خانه های همه شهرهای کشور است. اگر دنبال رهبران جنبش می گردی باید یکی یکی مردم را بیاوری به زندان. زندان
هایت جا ندارد. لب های سعید به آرامی تکان می خورد. به چیزی میان خنده و درد باز می شود.

برادر من! آقای بازجو! سعید حجاریان را یک بار کشته اید، یک بار تمام تنش را از کار انداختید، یک بار تمام وجودش را از یک ملت گرفتید، دیگر چه می خواهید؟ او نمی تواند بنویسد، دستش را آزار نده، کتکش نزن. او فرزند این ملت است. او نمی تواند به چیزی اعتراف کند، چه کسی باور می کند مردی که از یک پله نمی تواند براحتی بالا برود، در مقابل مامورانی که جلوی دوربین
های تمام جهان معمولی ترین مردمان را وحشیانه می زنند، مقاومت کرده باشد.
اصلا مقاومت یعنی چه؟ برای کسی که بدنش بطور طبیعی دائما در حال درد کشیدن است، رنجی بیش از این چه معنا دارد؟ قدرتتان همین است؟ تمام شکوه و اقتداری که کسب کرده اید با کتک زدن سعید حجاریان به دست آمده؟ منظورتان از مهرورزی همین بود؟ منظورتان از استفاده از نخبگان همین است؟ منظورتان
از مدیریت جهانی همین است؟ آقای بازجو! بس کن! از سلول 216 بیا بیرون و  بگو که نمی توانی با ننگ شکنجه دادن یک جسد بی تحرک زندگی کنی.

سالها بعد یک روز نوه ات از تو خواهد پرسید که چرا نام این خیابان سعیدحجاریان است؟ و از پدربزرگ که همواره خودش را یکی از کارکنان دادگاه معرفی کرده خواهد پرسید سعید حجاریان کیست؟ و تو خوب می دانی سعیدحجاریان کیست. حالا دوباره نگاه کن، به خودت، به آنها که بازجویی شان میکنی و وقتی چکمه ات را بالا می بری تا توی صورت یکی از مردان بزرگ این کشور بزنی، حداقل پایت کمی بلرزد. آدمی که پایش نمی لرزد، چیزی به نامآدم بودن در قلبش مرده است، بدون قلب چگونه می خواهی به زندگی ادامه بدهی؟

نوشته شده توسط مدیریت در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 ساعت 0:38 | لینک ثابت |

حاشیه های هاشمی و احمدی نژاد، در سالگرد ارتحال امام،

__________________


قبل از اینکه هاشمی و موسوی بیان، احمدی نژاد رو می بینیم که داره واسه هواداراش حرکاتی انجام می ده


http://i40.tinypic.com/30adr7n.jpg

مهندس موسوی وارد می شه، همه بلند می شن جز جنتی و احمدی نژاد، فقط احمدی نژاد بازم داره حرکاتی انجام میده

http://i44.tinypic.com/2vcfjfo.jpg


حالا همه با مهندس موسوی حال و احوال می کنن، بازم به جز جنتی و احمدی نژاد

http://i42.tinypic.com/1se39u.jpg

ورود آقای هاشمی و قیام دکتر احمدی نژاد به پای ایشون


http://i43.tinypic.com/2dccv9z.jpg



حال و احوال هاشمی و احمدی نژاد با لبی خندان

http://i41.tinypic.com/2vhu1ja.jpg



احمدی نژاد کاغذ یادداشتی رو با لبخند و با کمک آقای جنتی به هاشمی می ده

http://i43.tinypic.com/5bzfqd.jpg


در لحظات پایانی مراسم احمدی نژاد و سید حسن خمینی دارند به یک چیزی خیلی شدید می خندن

http://i41.tinypic.com/bgs5rq.jpg


در لحظات پایانی مراسم احمدی نژاد و سید حسن خمینی دارند به یک چیزی خیلی شدید می خندن


http://i43.tinypic.com/dd2hac.jpg


احمدی نژاد از شدت خنده نمی تونه خودش رو کنترل کنه و سید حسن هم تازه خودش رو جمع و جور کرده

http://i41.tinypic.com/29crx4.jpg



در پایان مراسم دیالوگ کوتاهی بین هاشمی و احمدی نژاد اتفاق میفته


http://i41.tinypic.com/30d9ms0.jpg

در پایان مراسم دیالوگ کوتاهی بین هاشمی و احمدی نژاد اتفاق میفته و هاشمی کاغذی رو که در ابتدای مراسم از احمدی نژاد گرفته بهش بر می گردونه


http://i41.tinypic.com/vz86c.jpg

در پایان مراسم دیالوگ کوتاهی بین هاشمی و احمدی نژاد اتفاق میفته و هاشمی کاغذی رو که در ابتدای مراسم از احمدی نژاد گرفته بهش بر می گردونه


http://i42.tinypic.com/i2krkh.jpg



و احمدی نژاد کاغذ رو می ذاره تو جیبش و هاشمی هم می ره، این از اون کاغذاییه که احتمالا تو کتاب خاطرات هاشمی، بیست سال بعد محتواش رو می خونیم.

نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه یکم تیر 1388 ساعت 20:16 | لینک ثابت |

set as your home page
set as your home page Type Writer Status Bar